سه چيز توان فرساست : از دست دادن دوستان، فقر در غربت و ادامه يافتن سختي . [امام علي عليه السلام]
قباي گشاد مديريت - مشق شب * ************* ( نوشتارهاي مرتضي رضاييان فيروزآبادي)
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسي بلاگ
اوقات شرعي

  • بازديد امروز: 20
  • بازديد ديروز: 21
  • مجموع بازديدها: 20473
    » درباره من
    قباي گشاد مديريت - مشق شب    * *************  ( نوشتارهاي مرتضي رضاييان فيروزآبادي)
    مرتضي رضاييان[41]
    به نام خدا. بنده اي کوچک از آفريدگان خدا هستم که چند سالي است در عرصه مطبوعات و رسانه ها سرک مي کشم و تاکنون بيش از يکصد مقاله ، نقد و تحليل درباره مسائل سياسي و فرهنگي از اينجانب در رسانه‏ها از جمله روزنامه‏هاي کيهان، ايران، رسالت، اعتماد، سياست روز، جوان .... و سايت‏هاي رجانيوز، فردا، عصرايران، سپهرنيوز، باشگاه انديشه، آفتاب، ملت، نوسازي ، .... درج شده است که تعدادي از آنهادر ذيل قابل دسترسي است.

    » برخی مقالات من در رسانه های دیگر
    مقاله مندرج من در اعتماد که از کيهان سرک کشيد! [140]
    شرايط ويژه ادعاي مخالفان [46]
    کدام شرايط ويژه؟! [55]
    پلوراليسم رسانه‏اي وچمدانهاي دلار [53]
    بخشنامه اي براي سلامتي [41]
    آب را گل نکنيد [73]
    شاگرد ممتاز مکتب روح الله [149]
    اين هم يکي ديگر از جلوه هاي اصولگرايي [89]
    آب را گل نکنيد! [65]
    دو تابلو در برابر شوراي شهر سوم [79]
    پلوراليسم رسانه‏اي و چمدانهاي دلار [81]
    کدام شرايط ويژه [66]
    از انرژي هسته‏اي تا چاي و خرما [83]
    کدام شرايط ويژه [50]
    عرصه فرهنگ؛ چشم انتظار تحولي اساسي [70]
    [آرشيو(36)]


    » آرشيو مطالب
    سياسي [19]
    فرهنگي [21]

    » لوگوي وبلاگ


    » لينک دوستان
    پياده تا عرش
    پيامبر اعظم(ص)
    قاسم روانبخش ميبدي
    سيد مصطفي ميرمحمدي ميبدي
    محمدحسين رنجبران
    کوکب هدايت
    آب و آتش
    شاهراه عدالت
    محمد مبيني
    مشق شب

    » طراح قالب

        

    »» + قباي گشاد مديريت

    اگرچه به دلايلي انگيزه وبلاگ نويسي ام کم شده است اما بد نديدم درباره مطلبي دوباره بنويسم. چند سال پيش در درس رسائل يکي از اساتيد برجسته حوزه علميه قم که چندصد نفر در آن شرکت مي کردند حضور داشتم. استاد پس از پايان درس سفره دلش را گشود و پس از انتقادات شديد خطاب به يکي از مسئولان اسبق ,با دلي شکسته گفت: تا انتقاد مي کني يک عده مي گويند فلاني هم ضد انقلاب شده؛ در حالي که من ضد انحرافم نه ضد انقلاب.
    از آن زمان حدود شش سال مي گذرد و من هر روز با مصاديق بيشتري از مسئولاني آشنا مي شوم که به رغم تدين و دلسوزي، قباي مديريت بر اندامشان کمي تا قسمتي گشاد است و با بي تدبيري هاي خود باعث بدبيني افراد به دين و متدينان و نظام مي شوند. نمونه کوچکش را در جريان برف و سرماي اخير ديديم. برف و سرماي شديد در مرحله نخست چنان طاقت فرسا و هشدار دهنده بود که هيات دولت در اقدامي سنجيده و واقع بينانه تمام ادارات و مدارس و دانشگاه هاي  تهران را  به مدت دو روز تعطيل کرد و درديگر استان ها تصميم گيري را به استانداران واگذار کرد. در اين ميان برخي استانداران مناطق سرمازده با تصميمي منطقي ادارات و مدارس را تعطيل کردند تا مانع تحميل فشار و آزار و اذيت مردم و خداي ناکرده بروز حوادثي براي آنها شوند. اما بودند استانداراني  که همه را شرمنده تدبير خود نمودند و ثابت کردند که لياقت همراهي با دولت سختکوش احمدي نژآد را ندارند از جمله استاندار محترم قم که به رغم بارش بسيار سنگين برف و سرماي طاقت فرساي هوا که طي ساليان اخير بي سابقه بوده اعلام کرد که در راستاي خدمت هر چه بيشتر به مردم ادارات بايد راس ساعت مقرر آغاز به کار کنند و کارمندان مظلوم هم بايد سر ساعت در محل کار حاضر باشند! اين تصميم  کارمندان و مردم استان قم را به شدت متحير کرد و باعث طرح اين سوال از جانب آنان شد که استاندار محترم در چه عالمي سير مي کند؟!
    تصميم جناب استاندار از اين جهت خنده دار بود که اولا در
    استان همسايه (تهران) به رغم وضعيت تقريبا مشابه دو روز تعطيل کامل اعلام شده بود و انتظار مي رفت که در قم نيز اگر نه دو روز، دستکم يک روز تعطيل اعلام شود و در بدترين حالت حداقل ادارات با چند ساعت تاخير آغاز به کار کنند.
    ثانيا در آن وضعيت
    به شدت سرد با خيابانهاي کاملا يخ زده و پرخطر و فقدان وحشتناک تاکسي و وسايل نقليه عمومي کارمند مظلوم چگونه مي تواند خود را آن هم ساعت 7 بامداد به سر کار برساند؟!!
    ثالثا به فرض ادارات هم در  موعد مقرر امکان فعاليت داشته باشند کدام ارباب رجوعي در آن وضعيت و در آن ساعت به ادرات مراجعه مي کند؟!! خنده دار اين بود که استاندار روزهاي ديگر را چند ساعت تعطيل کرد!!



    نمونه ديگرش را در يکي از نشريات ديده ام. گاهي کارمندان را از ساعت هفت صبح تا پنج فردا صبح(22 ساعت!!) ملزم به فعاليت مي کنند ؛ آن هم به صورت مداوم و بدون کمترين استراحتي!! جالب تر اينکه پس از 22 ساعت کار مداوم و بدون استراحت
    و حتي در مواردي بدون شام!!- آن ها را ملزم مي کنند تا ساعت هفت همان روز ( هفت صبح!! يعني فقط دو ساعت فاصله!!)مجددا يک شيفت کاري کار کنند!! جالبتر اينکه وقتي کارمند بيچاره بخت برگشته مي گويد پس از 22 ساعت کار طاقت فرسا با اين شرايط دستکم مقداري استراحت بدهيد ، آقاياني که از اون ور بام تدين پايين افتاده اند مي گويند : استغفرا...؛ جواب قبر و قيامت را چه بدهيم!!
    شايد در آينده در اين باره بيشتر نوشتم. به راستي يک انسان بي تفاوت با ديدن اين گونه رفتارها از کساني که به تدين و اصولگرايي شناخته مي شوند چه ديدي پيدا مي کند؟! آيا کساني که با بي تدبيري خود باعث بدبيني عده اي ديگر به دين و متدينان مي شوند، براي شب اول قبر خود جواب قانع کننده اي آماده کرده اند؟! چه خوش گفت شاعر شيرين سخن که:
    زهد با نيت پاک است نه با جامه پاک                 اي بس آلوده که پاکيزه ردايي دارد



     



    نوشته هاي ديگران ()
    نويسنده متن فوق: » مرتضي رضاييان ( شنبه 29/10/1386 :: ساعت 9:42 عصر )

    »» ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [8/2/1387- 7:51 ع] بي مقدمه
    [آرشيو شده ها]