نقل مي کنند که امام صادق عليه السلام اين دو بيت را بارها براي مَثَل زدن مي خواند [کنز الفوائد]
آزمايش - مشق شب * ************* ( نوشتارهاي مرتضي رضاييان فيروزآبادي)
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسي بلاگ
اوقات شرعي

  • بازديد امروز: 21
  • بازديد ديروز: 21
  • مجموع بازديدها: 20474
    » درباره من
    آزمايش - مشق شب    * *************  ( نوشتارهاي مرتضي رضاييان فيروزآبادي)
    مرتضي رضاييان[41]
    به نام خدا. بنده اي کوچک از آفريدگان خدا هستم که چند سالي است در عرصه مطبوعات و رسانه ها سرک مي کشم و تاکنون بيش از يکصد مقاله ، نقد و تحليل درباره مسائل سياسي و فرهنگي از اينجانب در رسانه‏ها از جمله روزنامه‏هاي کيهان، ايران، رسالت، اعتماد، سياست روز، جوان .... و سايت‏هاي رجانيوز، فردا، عصرايران، سپهرنيوز، باشگاه انديشه، آفتاب، ملت، نوسازي ، .... درج شده است که تعدادي از آنهادر ذيل قابل دسترسي است.

    » برخی مقالات من در رسانه های دیگر
    مقاله مندرج من در اعتماد که از کيهان سرک کشيد! [140]
    شرايط ويژه ادعاي مخالفان [46]
    کدام شرايط ويژه؟! [55]
    پلوراليسم رسانه‏اي وچمدانهاي دلار [53]
    بخشنامه اي براي سلامتي [41]
    آب را گل نکنيد [73]
    شاگرد ممتاز مکتب روح الله [149]
    اين هم يکي ديگر از جلوه هاي اصولگرايي [89]
    آب را گل نکنيد! [65]
    دو تابلو در برابر شوراي شهر سوم [79]
    پلوراليسم رسانه‏اي و چمدانهاي دلار [81]
    کدام شرايط ويژه [66]
    از انرژي هسته‏اي تا چاي و خرما [83]
    کدام شرايط ويژه [50]
    عرصه فرهنگ؛ چشم انتظار تحولي اساسي [70]
    [آرشيو(36)]


    » آرشيو مطالب
    سياسي [19]
    فرهنگي [21]

    » لوگوي وبلاگ


    » لينک دوستان
    پياده تا عرش
    پيامبر اعظم(ص)
    قاسم روانبخش ميبدي
    سيد مصطفي ميرمحمدي ميبدي
    محمدحسين رنجبران
    کوکب هدايت
    آب و آتش
    شاهراه عدالت
    محمد مبيني
    مشق شب

    » طراح قالب

        

    »» + آزمايش








    ناگفته‌اي از مخالفت امام با قائم‌مقامي منتظري و اصرار رفسنجاني +تصوير نامه 6/1/68 امام به منتظري


     


     



    حجت الاسلام محمدي ري شهري در کتاب جديد خود که به بررسي مقطع حساسي از جمهوري اسلامي از نصب منتظري به قائم مقامي رهبري تا عزل وي و ماجراي باند مهدي هاشمي اختصاص دارد، نحوه انتصاب منتظري به قائم مقامي و نظر مخالف امام(ره) با اين مسئله را تشريح کرد. در اين کتاب همچنين براي نخستين بار تصوير نامه تاريخي 6/1/68 امام(ره) به منتظري که از سوي عوامل مخاطب نامه در آن تشکيک شده بود، آمده است.


     


    به گزارش رجانيوز، وزير وقت اطلاعات با طرح اين پرسش که "آيا امام با قائم مقامي منتظري موافق بود يا نه؟" ديدگاه امام در اين باره را پيش از تصميم مجلس خبرگان، و موضع ايشان پس از تصميم خبرگان، را جداگانه مورد بررسي قرار داده است.


     


    وي با تأکيد بر اينکه نظر امام پيش از تصميم مجلس خبرگان نسبت به رهبري آقاي منتظري منفي بود، در تشريح دلايل اين ادعا به نامه 6/1/68 ايشان خطاب به منتظري اشاره کرده و با ذکر فرازي از آن مبني بر اينکه "والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولي در آن وقت شما را ساده لوح مي دانستم که مدير و مدبر نبوديد..." مي افزايد: اما اين که امام نظر خود را به خبرگان منتقل کرد يا نه، داستاني شنيدني دارد که بايد از زبان آيت الله محمدي گيلاني که عضو خبرگان بوده و اکنون نيز همچنان عضو مجلس خبرگان است، شنيد. گفتني است که ايشان در ملاقاتي با امام قبل از تصميم خبرگان در مورد قائم مقامي آقاي منتظري از ديدگاه امام در اين باره مطلع شده است.


     


    نظر امام، يک روز قبل از تصميم خبرگان


     


    آيت الله محمد ي گيلاني در تاريخ 6/9/1379 به مناسبت شهادت حضرت امام کاظم(ع) در منزل آقاي علي رازيني ضمن سخنراني گفت:


     


    يک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان (25/4/1364)، من ضمن تماس با دفتر امام(ره) کتباً (از طريق آقاي توسلي و آقاي رسولي) از ايشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذي نوشتم مطلبي واجب و ضروري است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسيدم.


     


    گفتم: "فردا قرار است موضوع قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقاي هاشمي بگوييد مطرح نشود. من به آقاي منتظري ارادت دارم؛خدمتشان درس خوانده ام؛ ايشان را عابد و زاهد مي دانم؛ ولي اين خصوصيات، کافي نيست. او از عهده اين کار برنمي آيد...".


     


    امام، گله هاي سوزاني از آقاي منتظري را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...!


     


    و اضافه فرمود: "احمد هم از او دفاع مي کند! از منزل سيد مهدي هاشمي، دست نويس هاي او را آورده اند. من ديدم نامه هاي آقاي منتظري از نوشته هاي مهدي هاشمي الهام گرفته! اين را من براي ايشان نوشتم"!


     


    سخن امام که به اين جا رسيد، من گفتم: "آقاي منتظري عين نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: "امام خيال کرده که آنچه من برايش مي نويسم، الهام از سيد مهدي مي گيرم!"


     


    امام فرمود: "نامه مرا آورد در جلسه خواند؟!"


     


    گفتم: "بله! آقاي سيد عباس خاتم و سيد جعفر کريمي و چند نفر ديگر هم بودند".


     


    امام فرمود: "او اينطور است"!


     


    عرض کردم: "بفرماييد که فردا ايشان به عنوان قائم مقام رهبري مطرح نشود".


     


    امام قدري فکر کرد و فرمود: "احمد نيست، مي شود شما زحمت بکشيد و به آقاي هاشمي بگوييد بعدازظهر من ايشان را ببينم؟"


     


    عرض کردم: "بله، اما به آقاي هاشمي نفرماييد که من آمدم [و اين جريان را خدمت شما گفتم]. به هيچ کس نگوييد. مي ترسم مرا هم شمس آبادي کنند يا مثل شيخ قنبر در چاه بيندازند"!


     


    اين را که گفتم، امام -اعلي الله مقامه- سه بار خنديد و فرمود: "خاطرت جمع باشد".


     


    از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شوراي نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقاي هاشمي و گفتم صبح، خدمت امام رسيدم. کاري داشتم. فرمودند به آقاي هاشمي بگوييد که من ايشان را ببينم...


     


    شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمدآقا زنگ زد که "حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کرديم، مبادا از شما تجاوز کند".


     


    گفتم:  "همين طور است".


     


    فرداي آن روز، آقاي هاشمي موضوع قائم مقامي آقاي منتظري را در مجلس خبرگان مطرح کرد.


     


    آقاي محمدي گيلاني اضافه کرد که:


     


    پس از اين ماجرا، روزي آقاي هاشمي در حضور جمعي گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: "موضوع قائم مقامي آقاي منتظري را فردا مطرح نکن".


     


    گفتم: "چرا؟ ما در اجلاسيه قبل، به آقايان گفته ايم که ايشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنيم."


     


    فرمود: "نه، يکي از دوستان آمده و چنين گفته...".


     


    گفتم: "ما اعلام کرده ايم. نمي شود...".


     


    وزير وقت اطلاعات که از خاطرات منتشر شده قبلي وي نيز به عنوان منابع قابل استناد و معتبر در تاريخ انقلاب ياد مي شود، پس از نقل اين خاطره کليدي اضافه مي کند:


     


    تأمل در آنچه از آقاي محمدي گيلاني نقل کرديم، نشان مي دهد که امام در مورد طرح قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان، در مقابل کاري انجام شده قرار گرفته بود؛ اما به هرحال، جاي اين پرسش باقي است که با آن قاطعيتي که از امام سراغ داريم؛ اگر واقعاً با اين امر مخالف بود، چرا نظر خود را به خبرگان اعلام نکرد؟


     


    بي ترديد، اگر خبرگان، نظر امام را مي دانستند، آقاي منتظري را به عنوان جانشين او تعيين نمي کردند.


     


    آقاي منتظري عدم مخالفت امام با قائم مقامي وي را دليل موافقت ايشان مي داند و در پاسخ به اين سئوال که: "آن وقت، احساس شد که حضرت امام هم مخالفتي دارند؟"، مي گويد:


     


    من نمي دانم، اگر ايشان در آن وقت، مخالف بودند، لازم بود همان وقت، ولو با کنايه با پيغام به من يا ديگري و يا به خبرگان مي فرمودند؛ زيرا مصلحت نظام از همه چيز مهمتر بود...


     



    پاسخ اين سئوال را امام در نامه 6/1/68 فرموده اند. متن فرمايش امام، اين است:


     


    والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... والله قسم من به نخست وزيري بازرگان مخالف بودم؛ ولي او را هم آدم خوبي مي دانستنم. والله فسم من رأي به رياست جمهوري بني صدر ندادم و در تمام موارد، نظر دوستان را پذيرفتم.


     


    اين سخن به روشني نشان مي دهد که امام در مورد عدم اعلام مخالفت خود با رهبري آقاي منتظري، همانگونه عمل کرده که در مورد نخست وزيري بازرگان و رئيس جمهوري بني صدر عمل کرده است. در همه اين موارد، امام -به تعبير خودشان- نظر دوستان را پذيرفته است.


     


    اين سخن نشان مي دهد که پس از ديدار آقاي محمدي گيلاني، مطلبي به امام گفته شده که ايشان مصلحت  نديده با اقدام مجلس خبرگان در مورد رهبري آقاي منتظري مخالفت کند؛ چنان که در نامه 8/1/68 به اين معنا تصريح فرموده:


     


    هم شما و هم من، از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم...؛ ولي خبرگان به اين نتيجه رسيده بودند و من نمي خواستم در محدوده قانوني آنها دخالت کنم.


     


    در اين جا اين سئوال پيش مي آيد که دوستاني که امام، نظر آنها را در مورد آقاي منتظري پذيرفته، چه کساني بوده اند؟


     


    بي ترديد، سران قواي سه گانه در اين موضوع، نقش اساسي داشته اند. آقاي منتظري، خود در پاسخ به اين سئوال که "احساس مي فرماييد کسي روي اين قضيه عنايتي داشته است؟" مي گويد:


     


    من نمي دانم، مي گويند آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي خامنه اي خيلي دنبال قضيه و مُصِر بوده اند. ظاهراً آقايان حسن نيت داشته اند ونظرشان احتياط براي آينده بوده است".


     


    بايد گفت: آقايان نه ظاهراً، بلکه واقعاً حسن نيت داشتند؛ بلکه آنان در رأس کساني بودند که در خبرگان، با حسن نيت و به عنوان احتياط، آقاي منتظري را به عنوان رهبر آينده تعيين کردند؛ اما با کمال تأسف، آقاي منتظري ابتدا مي گويد: "ظاهراً آقايان حسن نيت داشته اند" ولي در ادامه، در حسن نيت آنها تشکيک مي کند و آنان را تا سر حد توطئه گري متهم مي کند که با اين اقدام، مي خواستند زمينه رهبري او را از بين ببرند!


     


    متن گفته او اين است:


     


    من اگر بدبينانه تحليل کنم، مي گويم اصلاً شايد آن قضيه، مقدمه جريانات بعد بوده که مسئله را سر زبان ها بيندازند و بعد، زمينه را از بين ببرند... از قديم مي گفتند اگر مي خواهيد کسي را خراب کنيد، به طور غيرطبيعي او را بالا ببريد و بعد، مقدمات سقوط او را فراهم کنيد...!


     


    شگفت اينکه، کسي چنين سخن مي گويد که خود را مرجع تقليد مي داند و معتقد است که تهمت، گناه کبيره است و شگفت انگيزتر اينکه در ادامه همين مطلب مي گويد:


     


    البته من که -الحمدالله- اصلاً انتظار مقام و موقعيت نداشتم و ندارم!


     


    باري، کوتاه سخن در پاسخ به اين سئوال که چرا امام نظر مخالف خود را در مورد رهبري آقاي منتظري اعلام نکرد، اين است که سيره حکيمانه امام در اين گونه موارد، اين بود که تا آنجا که مصالح نظام را در خطر نبيند و احساس تکليف قطعي نکند، نظر مسئولان اصلي کشور را، که در واقع مشاوران مورد اعتماد ايشان بودند و از آنان به "دوستان" تعبير فرموده، بر نظر خود مقدم مي داشت.


     


    در مورد رهبري آقاي منتظري نيز، تا آنجا که تنها وي را ساده لوح و فاقد مديريت و تدبير مي دانست، با اصرار مديران ارشد کشور به اين جمع بندي رسيد که همراهي و همکاري آنان با وي، خلأ بي تدبيري و سادگي او را پرخواهد کرد؛ اما حوادث بعدي ثابت کرد که مشکل بيش از اين است و لذا "با دلي پرخون و قلبي شکسته" و با آگاهي تمام، آقاي منتظري را از رهبري آينده برکنار کرد.


     


    خبر مرتبط:


     


    قسم‌هاي 3گانه امام(ره) در نامه تاريخي به منتظري


     


     





    نوشته هاي ديگران ()
    نويسنده متن فوق: » مرتضي رضاييان ( پنجشنبه 15/1/1387 :: ساعت 7:32 عصر )

    »» ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [8/2/1387- 7:51 ع] بي مقدمه
    [آرشيو شده ها]