
|
ناگفتهاي از مخالفت امام با قائممقامي منتظري و اصرار رفسنجاني +تصوير نامه 6/1/68 امام به منتظري |
|
حجت الاسلام محمدي ري شهري در کتاب جديد خود که به بررسي مقطع حساسي از جمهوري اسلامي از نصب منتظري به قائم مقامي رهبري تا عزل وي و ماجراي باند مهدي هاشمي اختصاص دارد، نحوه انتصاب منتظري به قائم مقامي و نظر مخالف امام(ره) با اين مسئله را تشريح کرد. در اين کتاب همچنين براي نخستين بار تصوير نامه تاريخي 6/1/68 امام(ره) به منتظري که از سوي عوامل مخاطب نامه در آن تشکيک شده بود، آمده است.
به گزارش رجانيوز، وزير وقت اطلاعات با طرح اين پرسش که "آيا امام با قائم مقامي منتظري موافق بود يا نه؟" ديدگاه امام در اين باره را پيش از تصميم مجلس خبرگان، و موضع ايشان پس از تصميم خبرگان، را جداگانه مورد بررسي قرار داده است.
وي با تأکيد بر اينکه نظر امام پيش از تصميم مجلس خبرگان نسبت به رهبري آقاي منتظري منفي بود، در تشريح دلايل اين ادعا به نامه 6/1/68 ايشان خطاب به منتظري اشاره کرده و با ذکر فرازي از آن مبني بر اينکه "والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولي در آن وقت شما را ساده لوح مي دانستم که مدير و مدبر نبوديد..." مي افزايد: اما اين که امام نظر خود را به خبرگان منتقل کرد يا نه، داستاني شنيدني دارد که بايد از زبان آيت الله محمدي گيلاني که عضو خبرگان بوده و اکنون نيز همچنان عضو مجلس خبرگان است، شنيد. گفتني است که ايشان در ملاقاتي با امام قبل از تصميم خبرگان در مورد قائم مقامي آقاي منتظري از ديدگاه امام در اين باره مطلع شده است.
نظر امام، يک روز قبل از تصميم خبرگان
آيت الله محمد ي گيلاني در تاريخ 6/9/1379 به مناسبت شهادت حضرت امام کاظم(ع) در منزل آقاي علي رازيني ضمن سخنراني گفت:
يک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان (25/4/1364)، من ضمن تماس با دفتر امام(ره) کتباً (از طريق آقاي توسلي و آقاي رسولي) از ايشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذي نوشتم مطلبي واجب و ضروري است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسيدم.
گفتم: "فردا قرار است موضوع قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقاي هاشمي بگوييد مطرح نشود. من به آقاي منتظري ارادت دارم؛خدمتشان درس خوانده ام؛ ايشان را عابد و زاهد مي دانم؛ ولي اين خصوصيات، کافي نيست. او از عهده اين کار برنمي آيد...".
امام، گله هاي سوزاني از آقاي منتظري را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...!
و اضافه فرمود: "احمد هم از او دفاع مي کند! از منزل سيد مهدي هاشمي، دست نويس هاي او را آورده اند. من ديدم نامه هاي آقاي منتظري از نوشته هاي مهدي هاشمي الهام گرفته! اين را من براي ايشان نوشتم"!
سخن امام که به اين جا رسيد، من گفتم: "آقاي منتظري عين نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: "امام خيال کرده که آنچه من برايش مي نويسم، الهام از سيد مهدي مي گيرم!"
امام فرمود: "نامه مرا آورد در جلسه خواند؟!"
گفتم: "بله! آقاي سيد عباس خاتم و سيد جعفر کريمي و چند نفر ديگر هم بودند".
امام فرمود: "او اينطور است"!
عرض کردم: "بفرماييد که فردا ايشان به عنوان قائم مقام رهبري مطرح نشود".
امام قدري فکر کرد و فرمود: "احمد نيست، مي شود شما زحمت بکشيد و به آقاي هاشمي بگوييد بعدازظهر من ايشان را ببينم؟"
عرض کردم: "بله، اما به آقاي هاشمي نفرماييد که من آمدم [و اين جريان را خدمت شما گفتم]. به هيچ کس نگوييد. مي ترسم مرا هم شمس آبادي کنند يا مثل شيخ قنبر در چاه بيندازند"!
اين را که گفتم، امام -اعلي الله مقامه- سه بار خنديد و فرمود: "خاطرت جمع باشد".
از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شوراي نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقاي هاشمي و گفتم صبح، خدمت امام رسيدم. کاري داشتم. فرمودند به آقاي هاشمي بگوييد که من ايشان را ببينم...
شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمدآقا زنگ زد که "حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کرديم، مبادا از شما تجاوز کند".
گفتم: "همين طور است".
فرداي آن روز، آقاي هاشمي موضوع قائم مقامي آقاي منتظري را در مجلس خبرگان مطرح کرد.
آقاي محمدي گيلاني اضافه کرد که:
پس از اين ماجرا، روزي آقاي هاشمي در حضور جمعي گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: "موضوع قائم مقامي آقاي منتظري را فردا مطرح نکن".
گفتم: "چرا؟ ما در اجلاسيه قبل، به آقايان گفته ايم که ايشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنيم."
فرمود: "نه، يکي از دوستان آمده و چنين گفته...".
گفتم: "ما اعلام کرده ايم. نمي شود...".
وزير وقت اطلاعات که از خاطرات منتشر شده قبلي وي نيز به عنوان منابع قابل استناد و معتبر در تاريخ انقلاب ياد مي شود، پس از نقل اين خاطره کليدي اضافه مي کند:
تأمل در آنچه از آقاي محمدي گيلاني نقل کرديم، نشان مي دهد که امام در مورد طرح قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان، در مقابل کاري انجام شده قرار گرفته بود؛ اما به هرحال، جاي اين پرسش باقي است که با آن قاطعيتي که از امام سراغ داريم؛ اگر واقعاً با اين امر مخالف بود، چرا نظر خود را به خبرگان اعلام نکرد؟
بي ترديد، اگر خبرگان، نظر امام را مي دانستند، آقاي منتظري را به عنوان جانشين او تعيين نمي کردند.
آقاي منتظري عدم مخالفت امام با قائم مقامي وي را دليل موافقت ايشان مي داند و در پاسخ به اين سئوال که: "آن وقت، احساس شد که حضرت امام هم مخالفتي دارند؟"، مي گويد:
من نمي دانم، اگر ايشان در آن وقت، مخالف بودند، لازم بود همان وقت، ولو با کنايه با پيغام به من يا ديگري و يا به خبرگان مي فرمودند؛ زيرا مصلحت نظام از همه چيز مهمتر بود...
پاسخ اين سئوال را امام در نامه 6/1/68 فرموده اند. متن فرمايش امام، اين است:
والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... والله قسم من به نخست وزيري بازرگان مخالف بودم؛ ولي او را هم آدم خوبي مي دانستنم. والله فسم من رأي به رياست جمهوري بني صدر ندادم و در تمام موارد، نظر دوستان را پذيرفتم.
اين سخن به روشني نشان مي دهد که امام در مورد عدم اعلام مخالفت خود با رهبري آقاي منتظري، همانگونه عمل کرده که در مورد نخست وزيري بازرگان و رئيس جمهوري بني صدر عمل کرده است. در همه اين موارد، امام -به تعبير خودشان- نظر دوستان را پذيرفته است.
اين سخن نشان مي دهد که پس از ديدار آقاي محمدي گيلاني، مطلبي به امام گفته شده که ايشان مصلحت نديده با اقدام مجلس خبرگان در مورد رهبري آقاي منتظري مخالفت کند؛ چنان که در نامه 8/1/68 به اين معنا تصريح فرموده:
هم شما و هم من، از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم...؛ ولي خبرگان به اين نتيجه رسيده بودند و من نمي خواستم در محدوده قانوني آنها دخالت کنم.
در اين جا اين سئوال پيش مي آيد که دوستاني که امام، نظر آنها را در مورد آقاي منتظري پذيرفته، چه کساني بوده اند؟
بي ترديد، سران قواي سه گانه در اين موضوع، نقش اساسي داشته اند. آقاي منتظري، خود در پاسخ به اين سئوال که "احساس مي فرماييد کسي روي اين قضيه عنايتي داشته است؟" مي گويد:
من نمي دانم، مي گويند آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي خامنه اي خيلي دنبال قضيه و مُصِر بوده اند. ظاهراً آقايان حسن نيت داشته اند ونظرشان احتياط براي آينده بوده است".
بايد گفت: آقايان نه ظاهراً، بلکه واقعاً حسن نيت داشتند؛ بلکه آنان در رأس کساني بودند که در خبرگان، با حسن نيت و به عنوان احتياط، آقاي منتظري را به عنوان رهبر آينده تعيين کردند؛ اما با کمال تأسف، آقاي منتظري ابتدا مي گويد: "ظاهراً آقايان حسن نيت داشته اند" ولي در ادامه، در حسن نيت آنها تشکيک مي کند و آنان را تا سر حد توطئه گري متهم مي کند که با اين اقدام، مي خواستند زمينه رهبري او را از بين ببرند!
متن گفته او اين است:
من اگر بدبينانه تحليل کنم، مي گويم اصلاً شايد آن قضيه، مقدمه جريانات بعد بوده که مسئله را سر زبان ها بيندازند و بعد، زمينه را از بين ببرند... از قديم مي گفتند اگر مي خواهيد کسي را خراب کنيد، به طور غيرطبيعي او را بالا ببريد و بعد، مقدمات سقوط او را فراهم کنيد...!
شگفت اينکه، کسي چنين سخن مي گويد که خود را مرجع تقليد مي داند و معتقد است که تهمت، گناه کبيره است و شگفت انگيزتر اينکه در ادامه همين مطلب مي گويد:
البته من که -الحمدالله- اصلاً انتظار مقام و موقعيت نداشتم و ندارم!
باري، کوتاه سخن در پاسخ به اين سئوال که چرا امام نظر مخالف خود را در مورد رهبري آقاي منتظري اعلام نکرد، اين است که سيره حکيمانه امام در اين گونه موارد، اين بود که تا آنجا که مصالح نظام را در خطر نبيند و احساس تکليف قطعي نکند، نظر مسئولان اصلي کشور را، که در واقع مشاوران مورد اعتماد ايشان بودند و از آنان به "دوستان" تعبير فرموده، بر نظر خود مقدم مي داشت.
در مورد رهبري آقاي منتظري نيز، تا آنجا که تنها وي را ساده لوح و فاقد مديريت و تدبير مي دانست، با اصرار مديران ارشد کشور به اين جمع بندي رسيد که همراهي و همکاري آنان با وي، خلأ بي تدبيري و سادگي او را پرخواهد کرد؛ اما حوادث بعدي ثابت کرد که مشکل بيش از اين است و لذا "با دلي پرخون و قلبي شکسته" و با آگاهي تمام، آقاي منتظري را از رهبري آينده برکنار کرد.
خبر مرتبط:
قسمهاي 3گانه امام(ره) در نامه تاريخي به منتظري
|
|
|
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوري و شکوفايي» ناميدند و تصريح کردند: امسال بايد فضاي نوآوري، کشور را فرابگيرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گيري از امکانات مادي و معنوي، کارهاي نو و ابتکاري و راههاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حکمت در فعاليت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره اين تلاش ها شيرين شود.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به عيد سه گانه در طليعه بهار امسال، ميلاد نبي مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) و عيد نوروز را به آحاد ملت ايران و همه ملتهايي که عيد نوروز را گرامي مي دارند، تبريک گفتند و با اشاره به چشم اندازها و اميدهاي بسيار روشن در سال 1387، افزودند: امسال نظام مقدس جمهوري اسلامي سي سالگي خود را که در راه دفاع از استقلال و عزت ملي و حرکت به سمت اعتلاي علمي و عملي گذشت، پشت سر مي گذارد که همه اين تلاشها در تاريخ ملت ايران برجسته و ماندگار خواهد ماند.
ايشان با اشاره به آغاز فعاليت مجلسي تازه نفس در سال جاري و همچنين فعاليت دولتي خدمتگزار، پرتلاش و خستگي ناپذير، همکاري و برنامه ريزي اين دو قوه را زمينه ساز انجام کارهاي بزرگ دانستند و تأکيد کردند: ما نمي توانيم آرام و معمولي حرکت کنيم، بلکه بايد با تلاشي مضاعف، جدي تر و با نهايت شتاب اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برويم و در عرصه داخلي و همچنين عرصه پيچيده بين المللي از تمام ظرفيت ها براي دست يابي به پيشرفتهاي بزرگ استفاده کنيم.
حضرت آيت الله خامنه اي، با تأکيد بر اينکه برنامه ريزي مدبرانه، شجاعانه و عزت مدارانه در عرصه سياست خارجي و موفقيت در اين عرصه در توفيقات داخل کشور نيز تأثيرگذار است خاطرنشان کردند: علاج ملت ايران در کسب اقتدار است و امروز خوشبختانه مسئولان کشور عزت ملي را کاملاً در نظر دارند و در مقابل زورگويي و زورگيري دشمن ايستاده اند.
ايشان همکاري کامل دولت و ملت و اتکاء به خداوند را زمينه ساز پيشروي در عرصه قدرت يابي ملت ايران و اقتدار روزافزون کشور به ويژه اقتدار معنوي و روحي برشمردند و تصريح کردند: يکي از دو انتظار من در سال 1387، نوآوري در بخشهاي مختلف و دستگاههاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و خدماتي کشور از جمله در ديپلماسي، حرکت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم، و در آباداني کشور است.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: انتظار دوم در سال جاري اين است که فعاليتهايي که در سالهاي گذشته انجام شده و کارهايي که دولت در سالهاي اخير انجام داده، به نتيجه و شکوفايي برسند و کام مردم از نتيجه اين فعاليتها و تلاشها شيرين شود بنابراين امسال را سال نوآوري و شکوفايي مي نامم.
حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود، سال 86 را سالي مهم، پرحادثه و عزت آفرين براي ملت ايران دانستند و خاطرنشان کردند: در آغاز سال 86، ماجراي دستگيري ملوانهاي متجاوز بيگانه و سپس عفو و آزادي آنان، چهره اي مقتدر و عين حال بردبار و پرگذشت از ملت ايران به جهانيان ارائه کرد و در پايان اين سال نيز حضور پرشکوه و با عظمت مردم در انتخابات مجلس شوراي اسلامي، بار ديگر چهره پرصلابت و همراه با اقتدار ملت ايران و عزم جدي آنان براي درست اداره کردن کشور را نشان داد.
رهبر انقلاب اسلامي کارهاي با ارزش مسئولان اعم از دولت، مجلس و بخشهاي گوناگون و همچنين کارهاي بزرگ آحاد ملت به ويژه فعاليتهاي علمي مجموعه هاي دانشجويي و کاوشگر را از ديگر نقاط مثبت در سال 86 و زمينه ساز پيشرفت کشور برشمردند و افزودند: در کنار اين پيشرفتها، ضايعات، فقدانها و ناکامي هايي هم وجود داشت که آخرين آن حادثه تأسف بار فقدان عزيزان دانشجو در يک سانحه دلخراش بود اما به هر حال زندگي آميخته از شاديها و غمها، شيريني ها و تلخي ها است و مهم اين است که يک ملت بتواند در ميانه اين حوادث گوناگون هدف خود را در نظر داشته باشد و به سوي آن هدف گامهاي بلند بردارد.
حضرت آيت الله خامنه اي در پايان اظهار اميدواري کردند: ملت سرافراز ايران، سال جديد را با بهره گيري از نوآوريها و شکوفايي ها، به بهترين وجه با عزت، موفقيت، کاميابي، شادابي و با توان بيشتر به پايان برساند
ديدار دهها هزار نفر از زائران و مجاوران حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام (????/??/?? - ??:??)
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروز در جمع دهها هزار نفر از زائران و مجاوران حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام در محل صحن جامع رضوي ضمن تبيين مهمترين دستاوردهاي نظام اسلامي در سي سال گذشته و همچنين اهميت و ضرورت نياز کشور به نوآوري و شکوفايي در آخرين سال از دهه سوم انقلاب اسلامي تصريح کردند: براي ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامي، کشور نيازمند به دو شاخص بسيار مهم پيشرفت و عدالت است که لازمه پيشرفت همراه با عدالت هم اين است که همه مسئولان در بخش هاي گوناگون، نوآوري، خلاقيت و ابتکار در روشها را وظيفه خود بدانند و با پشتيباني ملت همه طرحها و کارهايي را که از مدتها پيش و يا در سالهاي اخير شروع شده، در سال 1387 به شکوفايي برسانند.
حضرت آيت الله خامنه اي در تشريح علت نامگذاري سال 1387 به عنوان سال نوآوري و شکوفايي، به نوآوري بزرگ و تاريخي ملت ايران در پيروزي انقلاب اسلامي اشاره کردند و افزودند: پيروزي انقلاب اسلامي خط کشي باطلي را که سالهاي متمادي در جهان وجود داشت و کشورها را به دو دسته سلطه گر و سلطه پذير تقسيم مي کرد، در هم شکست و نظام جمهوري اسلامي ايران صراحتاً اعلام کرد با سلطه گري مخالف است و هرگز نيز سلطه گري نخواهد کرد.
ايشان با تأکيد بر اينکه نظام جمهوري اسلامي در طول حدود سي سال گذشته با اين موضع گيري برجسته و تاريخي خود در مقابل سلطه گران ايستاده و اين ايستادگي موجب تغيير اوضاع خاورميانه به نفع ملتها و به ضرر قدرتهاي سلطه گر شده است خاطرنشان کردند: خاورميانه که روزي مرکز تاخت و تاز و قدرت نمايي مستکبران و دولتمردان امريکايي بود امروز به نمايشگاه ناکامي ها و شکست هاي امريکا تبديل شده است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ايستادگي قاطعانه نظام جمهوري اسلامي به پشتيباني ملت بزرگ و رشيد ايران در مقابل انواع توطئه ها و فشارها در طول سالهاي گذشته افزودند: دشمن در اين سي سال هرآنچه را که توانست اعم از جنگ تحميلي، تحريم اقتصادي، جنگ رواني، هياهو و جنجال انجام داد اما جمهوري اسلامي در مقابل آنها ايستاد و توانست قدرت خود را روز به روز افزايش دهد و امروز پيام انقلاب اسلامي علاوه بر گسترش در سطح، در عمق هم ريشه دوانيده است.
حضرت آيت الله خامنه اي، عشق و علاقه ملتهاي منطقه و همچنين ملتهاي مناطق بسياري از دنيا به انقلاب اسلامي و نگاه تحسين آميز آنان به ملت ايران را نشانه گسترش پيام انقلاب در سطح دانستند و تأکيد کردند: پيشرفتهاي کشور در عرصه هاي علمي، فناوري، و اجتماعي و همچنين ارائه خدمات عظيم و انبوه دولتها به مردم نيز از نتايج گسترش پيام انقلاب اسلامي در عمق است.
ايشان حرکت رو به جلو نظام جمهوري اسلامي در سي سال گذشته را نتيجه اتکاء ملت ايران به همت و استعداد خود به ويژه جوانان، و ايستادگي مردم در مقابل دشمنان ارزيابي و خاطرنشان کردند: نظام جمهوري اسلامي ايران در آستانه ورود به دهه چهارم حيات پربرکت خود است که لازمه ورود به دهه چهارم، برطرف کردن کمبودها و حرکت با شتابي بيشتر از حد متعارف براي جبران عقب ماندگي هاي تاريخي و رسيدن به اهداف و آرمانهاي تعيين شده است.
رهبر انقلاب اسلامي، پيشرفت و عدالت را دو شاخص بسيار مهم دهه چهار نظام جمهوري اسلامي دانستند و افزودند: عدالت بدون پيشرفت منجر به برابري در فقر خواهد شد و پيشرفت بدون عدالت هم هرگز مطلوب نخواهد بود زيرا در کنار رفاه و پيشرفت جامعه بايد فواصل طبقاتي کم شود و همه کساني که استعداد تحرک، کار و توليد دارند از فرصت هاي برابر برخوردار شوند.
حضرت آيت الله خامنه اي تصريح کردند: مطالبه مردم از مسئولان در دولت، مجلس و قوه قضائيه همواره بايد پيشرفت کشور در بخشهاي مختلف اعم از توليد ثروت و افزايش بهره وري، عزم و اراده ملي، اتحاد ملي، دستاوردهاي علمي و فناوري، اخلاق و معنويت، کم کردن فاصله طبقاتي، رفاه عمومي، انضباط اجتماعي، وجدان کاري، امنيت اخلاقي، آگاهي و رشد سياسي، و اعتماد به نفس ملي باشد و رسيدن به اين پيشرفتها نيز تنها در سايه تأمين عدالت امکان پذير است.
ايشان با اشاره به برخي ديدگاهها در خصوص ممکن نبودن پيشرفت اقتصادي در کنار کاهش فاصله طبقاتي خاطر نشان کردند: در اين گونه موارد نبايد نسخه هاي غرب بعنوان تنها راه حل تصور شوند بلکه در چنين مسائلي تأکيد بر نوآوري و استفاده از ايده ها و فکرهاي نو است.
رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه شرايط براي سرمايه گذاري در بخشهاي توليدي و افزايش توليد با بهره دهي بالا فراهم است، افزودند: سرمايه گذاري ثروتمندان در بخش هاي توليدي و توليد ثروت در جامعه يک عبادت و ثواب است که اين فرهنگ بايد بيش از پيش در جامعه عموميت يابد ضمن آنکه مديريت کشور نيز بايد به گونه اي باشد که همه طبقات و قشرهاي مختلف از نتايج اين سرمايه گذاريها بهره مند شوند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به توفيقات و پيشرفتهاي فراوان نظام جمهوري اسلامي به رغم همه فشارها و توطئه ها، تصريح کردند: دشمنان ملت ايران که همان شبکه شيطاني صهيونيسم و رژيم مستکبر امريکا هستند.
تا به امروز شکست خورده اند و در ميان افکار عمومي دنيا منفور و منزوي هستند و شعارهايشان هم رنگ باخته است.
ايشان با اشاره به ادعاي رژيم آمريکا مبني بر طرفداري از حقوق بشر افزودند: در حاليکه دولت آمريکا بنابر آمار رسمي خود در 6 سال گذشته از 32 ميليون نفر از مردم اين کشور بازجويي کرده و مکالمات تلفني مردم را شنود مي کند و رئيس جمهور اين کشور نيز مانع اجراي قانون منع شکنجه مي شود، چگونه مي تواند شعار حمايت از حقوق بشر سر دهد.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به دويست بازداشتگاه مخفي آمريکا در دنيا بويژه در اروپا خاطر نشان کردند: اروپائي ها که به هر بهانه اي دم از حقوق بشر مي زنند چرا در مقابل اين بازداشتگاهها که نقض صريح حقوق بشر است، سکوت کرده اند.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: اروپائي ها که در مقابل هرگونه سوالي از هولوکاست جنجال بپا مي کنند چرا در مقابل اهانت به پيامبر عظيم الشأن اسلام اعتراض نمي کنند بلکه همراهي هم مي کنند.
ايشان با تأکيد بر اينکه برخي دولتهاي اروپايي بايد از نفرت عمومي موجود از امريکا و رژيم صهيونيستي عبرت بگيرند، افزودند: امروز حقوق بشر به همه دولتها و ملتها حکم مي کند که صف واحدي را در مقابل زورگويي هاي آمريکا و صهيونيست هاي مسلط بر آمريکا تشکيل بدهند و ملت ايران در اين ميانه از همه ملتها صريح تر و شجاع تر ايستاده است.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به شعار امريکا و دولتهاي غربي در حمايت از دموکراسي خاطرنشان کردند: دروغ بودن اين شعار نيز به اثبات رسيده است زيرا در هر نقطه از دنيا که آراء مردم برخلاف نظر آنها باشد با مشت آهنين با رأي مردم برخورد مي کنند که يک نمونه بارز آن دولت مردمي حماس در فلسطين است.
حضرت آيت الله خامنه اي، اظهارات بي محتوا برضد مردم سالاري نظام جمهوري اسلامي را نمونه ديگري از واهي بودن شعارهاي دولتهاي غربي دانستند و افزودند: نظام جمهوري اسلامي ايران که داراي يک مردم سالاري وسيع و کم نظير در دنيا است، تهديد به تحريم و حمله نظامي مي شود در حاليکه اين مسائل در طول سي سال گذشته همواره وجود داشته است و مسئله جديدي نيست.
ايشان تأکيد کردند: ملت ايران از اينگونه اظهارات و تهديدها هراسي ندارد زيرا با شجاعت و ايستادگي به دستاوردهاي بزرگي رسيده و قدرت خود را از درون ذات خود به دست آورده است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به عزم و آمادگي ملت و مسئولان براي حرکت در مسير پيشرفت روزافزون و در جهت ارزشهاي اسلامي، خاطرنشان کردند: نظام جمهوري اسلامي روز به روز شاهد شکوفايي بيشتر خواهد بود و اميد است روزهاي پاياني سال 87، بسيار بهتر و پرثمرتر از روزهاي آغازين آن براي ملت ايران باشد.
حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنانشان، پيامبر مکرم اسلام را مظهر پاکي، امانت، صداقت و جوانمردي دانستند و خاطر نشان کردند: امروز نيز همانند دوران جاهليت علت دشمني و توهين به پيامبر اعظم (ص)، دشمني با پيام توحيد، عدل و آزادگي پيامبر اسلام است.
ايشان با تأکيد بر اينکه اهانت کنندگان به پيامبر (ص) از موضع ضعف و ترس و شکست به اين رفتار ناشايست دست مي زنند تصريح کردند: اسلام، زورگويان و مستکبران را به شدت ترسانده است و آنها به توهين به پيامبر اسلام (ص) روي آورده اند اما در اين توطئه نيز شکست خواهند خورد.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به نقش برجسته امام صادق (ع) در گسترش معارف اهل بيت عليهم السلام و اسلام ناب و تلاش در جهت هم افزايي مسلمانان تأکيد کردند: امروز نيز دنياي اسلام بيش از گذشته نيازمند وحدت و اتحاد است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به نزديکي هفته وحدت افزودند: پيام هفته وحدت و دعوت جمهوري اسلامي برجسته شدن مشترکات مذاهب اسلامي است.
ايشان با تأکيد بر اينکه امريکا و صهيونيست ها با مسلمانان اعم از شيعه و سني دشمن هستند خاطرنشان کردند: نمونه بارز اين دشمني را مي توان در مخالفت استکبار با حزب الله در لبنان و حماس و جهاد اسلامي در فلسطين ديد بنابراين امت اسلامي به ويژه نخبگان متوجه اين مسئله باشند و در جهت اتحاد بيش از پيش مسلمانان و جلوگيري از هرگونه تفرقه تلاش کنند.
در آغاز اين ديدار آيت الله واعظ طبسي نماينده ولي فقيه در استان خراسان رضوي و توليت آستان قدس رضوي ضمن خيرمقدم به رهبر معظم انقلاب اسلامي اظهار اميدواري کرد در سال جاري که سال نوآوري و شکوفايي نامگذاري شده است در همه بخش ها بويژه حوزه، دانشگاه و مراکز علمي و پژوهشي از همه تجارب و انديشه ها براي ابتکار، خلاقيت و نوآوري استفاده شود.
کد جاوا اسکريپت هک ضد هک دانلود نرم افزار ترفند رجيستري کامپيوتر رايانه ويندوز داس لينوکس امنيت امنتيي شبکه مرورگر اينترنت ترفند ياهو دسکتاپ سخت افزار نرم افزار کيبورد دانلود رايگان برنامه هاي رايگان نرم افزار هاي مفيد شبکه بي سيم
ADSL dialup بلاگفا کد اسکريپت مقالات ضد هک ويندوز ويستا ايکس پي XP رايت سي دي فاير وال کاسپر اسکاي کاسپر اسکي نود AVG nod 32 panda Kaspersky محدود کردن کشتن ويروس کلمات عبور پسورد ياهو مسنجر آي پي IP addres نرم افزار فلش اخبار هک ديفيس تروجان ويروس کرم اينترنتي مايکروسافت بازي اکشن قفل گذاري چت مسنجر آنتي ويروس آفيس پخش کننده گرافيک تلفن باز يابي فيلم و صوت رايت DVD CD موبايل فونت سايت وبلاگ قالب رايگان دعوت نامه پارسااسپيس پرشين گيگ کد خفن برنامه نويسي سيستم عامل مديريت دانلود فشرده ساز کنترل کننده آموزشي بيا تو امنيت وب IT PC موس مانيتور فلاپي ديسکت ترفند جالب bia2amniat ويروس کش روتر کش هاب امنيت در شبکه بوت روت کيت وايرلس ISP URL سيسکو سرور کلاينت دموکراسي ايران اسلام خاتمي هاشمي رفسنجاني احمدي نژاد اسلام شيعه سني مکه مشهد
با پايان ثبت نام براي نامزدي انتخابات مجلس هشتم و اعلام بررسي صلاحيت ها مرحله اي ديگر از تحولات انتخاباتي در حال شکل گيري است. تکيه بر شعار اعتدال و ميانه روي ، تغيير موضع از حالت اپوزيسيون نظام به منتقد، ناکارآمد نشان دادن دولت نهم، اختلاف افکني بين اصولگرايان، القاي وجود شرايط بحراني و ويژه در کشور و بزرگ نمايي تهديد خارجي، تشديد جنگ رواني درباره تورم و گراني،ايجاد شبهه در مورد سلامت انتخابات?، تاکيد بر لزوم استفاده از ناظران بين المللي ، ساماندهي هجمه به شوراي نگهبان و... بخش کوچکي از شگردهاي جريان هاي تندرواست که با اشاره و تاييد شبکه هاي قدرت و ثروت در حال اجرا است. در اين ميان هجوم سنگين به شوراي نگهبان از اهميتي چشمگير برخوردار است و به رغم تصريح قانون اساسي و تاکيد مقام معظم رهبري مبني بر حفظ شأن و جايگاه آن، رسانه هاي وابسته به يک طيف سياسي و برخي چهره هاي برجسته آن ها مي کوشند صلاحيت هاي حقوقي و اختيارات قانوني اين شورا به ويژه در امر نظارت استصوابي را به چالش کشند. يکي از ابزارهاي رواني اين گروه براي پيشبرد اهداف خود، القاي رويارويي مردم با شوراي نگهبان است که با تعبيراتي مانند" حق احراز صلاحيت ها با مردم است"?، " ميزان مردم هستند نه شوراي نگهبان"، مردم قيم نمي خواهند و خودشان صالح را از غير صالح تشخيص مي دهند" و ... پيگيري مي شود؛ غافل از اين که بسياري از ادعاهاي آن ها اگرچه فريبنده اما واضح البطلان است. براي مثال تشخيص صالح از ناصالح در ابعاد کلان هرگز براي توده مردم بدون برخورداري از امکانات خاص امکان پذير نيست و از باب مشت نمونه خروار، براي انتخاب 30 نفر نماينده تهران، اگر بيش از هزار نفر کانديدا شوند، مردم عادي و حتي خواص جامعه نمي توانند در بلبشوي تبليغاتي و فضاسازي هاي رسانه اي ، صلاحيت آن ها را احراز کنند و تشخيص دهند که يک نامزد نمايندگي از صلاحيت هاي اوليه مانند وفاداري به انقلاب و نظام و پاک بودن از مفاسد مالي اخلاقي و ... برخوردارند؟!
به نظر مي رسد هجمه کنندگان به شوراي نگهبان مي کوشند در مرحله نخست اين شورا را از اعمال نظارت دقيق بر انتخابات برحذر دارند تا راه براي ورود عناصر ناصالح به مجلس هموار شود و در صورت ناکامي در اين هدف، براي کاهش مشارکت مردم زمينه چيني کنند. از سوي ديگر با مظلوم نمايي از طريق تبليغات و القاي اين نکته که شوراي نگهبان با تصميم گيري هاي جناحي خويش، به صورت ناعادلانه و سليقه اي کانديداهاي يک جناح خاص را در سطحي گسترده حذف کرده است، يک سرمايه اجتماعي براي فعاليت هاي خود فراهم کنند. اما به راستي آيا نظارت استصوابي آن گونه که اصحاب طيفي خاص ادعا مي کنند فاقد مبنا است؟ و دلايل مدافعان نظارت استصوابي غير منطقي است؟! براي اثبات «نظارت استصوابي» دلايل حقوقي و شواهد متعددي آورده شده از جمله اين که:
1. کلمه « برعهده دارد» در اصل 99 قانون اساسي بيان کننده حق مسؤوليت است. به ديگر سخن, مراد قانون اساسي از عبارت «شوراي نگهبان, نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري, رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي» را برعهده دارد اين است که مسؤوليت اين نظارت, کاملا بر عهده شوراي نگهبان است.
2. در اصل 99, هيچ قيدي براي نظارت نيامده و از عموم و اطلاق آن نظارت استصوابي فهميده ميشود؛ نظارتي که در تمام مراحل انتخابات وجود دارد و تخصيص و تقييد آن به برخي از مراحل, نيازمند دليل و قرينه است که مفقود است. جالب اين که در کتب فقهي نيز آمده است هرگاه قرينهاي بر نظارت استطلاعي نباشد، نظارت مطلق حمل بر نظارت استصوابي ميشود و بايد آثار نظارت استصوابي بر آن شود.(1)
3. در قانون اساسي, تنها مرجعي که براي نظارت بر انتخابات شناخته شده، شوراي نگهبان است و مرجع ديگري که شوراي نگهبان، گزارش خود را به آن جا تقديم کند مشخص نشده و اين خود دليل عام و همه جانبه بودن نظارت اين شورا است.
4. شاهد ديگري که بر استطلاعي نبودن نظارت شوراي نگهبان ارائه شده اصول ديگر قانون اساسي است که در آن بحث نظارت به ميان آمده ؛ براي مثال در اصل 110, يکي از وظايف و اختيارات رهبري, نظارت بر حسن اجراي سياستهاي کلي نظام و در اصل 156 يکي از وظايف قوه قضائيه نظارت بر حسن اجراي قوانين دانسته شده است. همچنين در اصل 134 آمده است که رئيس جمهور بر کار وزيران نظارت دارد. بهديهي است که منظور از نظارت در اين اصول هرگز نظارت استطلاعي نيست.
5. اگر نظارت موضوع اصل 99, استطلاعي بود بيش تر قابل اشکال ميبود؛ زيرا در آن صورت حقوقدانان ميتوانستند اين اشکال را مطرح کنند که اگر اين نظارت، «ضمانت اجرا» ندارد فايده آوردن آن در قانون اساسي چه بوده است.
6. دليل ديگر وحدت سياق است. توضيح اين که در قانون اساسي هر کجا از اجراي انتخابات به وسيله وزارت کشور صحبت شده در کنار آن مطلبي هم از نظارت شوراي نگهبان به ميان آمده و اين امر خود دليل بر نظارت مطلق و عام شوراي نگهبان است.
7. مطابق اصل 98 قانون اساسي« تفسير قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است\" و اين شورا که اعضاي آن اولاً اسلام شناس و فقيه و ثانياً از خبرويت حقوقي و تسلط علمي بر قانون اساسي برخوردارند در تفسير رسمي شماره 1234 مورخ 1/3/1370 کلمه نظارت در اصل 99 را به «نظارت استصوابي» تفسير نموده است. بنابر اين زماني که قانون اساسي، خود, مرجع تفسير را معين نموده و آن مرجع نيز در اجراي همان قانون مبادرت به تفسير و اعلام آن کرده است، مخالفت موضوعيتي ندارد. مگر نه اين است که در جامعه قانونمدار, همه افراد بايد به قوانين احترام گزارده و تمکين کنند؟! به ديگر سخن «اگر اختلاف نظر ناشي از ابهامي باشد که در قانون اساسي وجود دارد مگر خود همين قانون اساسي مصوب مردم, شوراي نگهبان و فقط شوراي نگهبان را صالح براي تفسير قانون اساسي نميداند و اگر افراد و گروه هايي در اثر خودخواهي, تفسير شوراي نگهبان را نپذيرند به آراي عمومي مردم دهن کجي نکردهاند؟»(2)
8. گذشته از همه اين ها و صرف نظر از قانون اساسي, قانون عادي مصوب مجلس نيز استصوابي بودن نظارت شوراي نگهبان را به رسميت شناخته است. نمايندگان مجلس در مرداد 1374 تصويب کردند که: «نظارت بر انتخابات مجلس به عهده شوراي نگهبان ميباشد. اين نظارت استصوابي, عام و در تمام مراحل و در کليه امور مربوط به انتخابات جاري است.»(3)
حال با توجه به اين مصوبه, اگر به فرض کسي تفسير شوراي نگهبان را درباره اصل 99 نپذيرد، جا دارد به قانون صريح مصوب مجلس تن دهد و نظارت عام و استصوابي را بپذيرد. نکته قابل توجه اين که طرح شعار شايسته سالاري در سالهاي اخير توسط کساني که اکنون پرچمدار مخالفت با نظارت استصوابي هستند دقيقاً به مفهوم اعمال نظارت استصوابي در گماردن افراد به مسؤوليتهاي مختلف بود. اگر نظارتي که صواب را از ناصواب جدا کند در کار نباشد چگونه ميتوان به صلاحيت افراد پي برد و شايسته سالاري را تحقق بخشيد؟! نظارت استصوابي کاري است که جناحي خاص در زمان تصدي دولت مدعي بود که در کليه انتخابها و انتصابهاي خود, آن را اعمال ميکند و در عين حال حاضر نيست اين حق را براي شوراي نگهبان- آن هم در مورد قانون گذاري کشور- قائل شود و د رنتيجه بايد به اين سؤال پاسخ دهد که به هر حال شايسته سالاري آري يا نه؟!
در اين ميان فرمايشات مقام معظم رهبري در مقاطع مختلف براي جويندگان حقيقت بسيار راهگشا است. ايشان در ديدار هيات مرکزي نظارت بر انتخابات تاکيد مي کنند: "شوراي نگهبان در زمينه قوانين و تصرفات اجرايي و شبه اجرايي نظير انتخابات از اعتماد و اطمينان مردم برخوردار است و هيچکس نبايد به خود اجازه بدهد نسبت به موقعيت و مقام شامخ معنوي و قانوني شوراي نگهبان هتکي انجام دهد و يا به آن خدشه اي وارد کند."(4) و مي افزايند:"... افرادي که به لحاظ مالي، اخلاقي،عقيدتي و سياسي فاسد هستند و يا کساني که با فتنه گري نظام را تضعيف مي کنند و باانگيزه هاي سياسي، شخصي يا خصلتي به مقابله با نظام برخاسته اند نبايد در تريبون با عظمت مجلس حضور يابند.... کساني که ازگفتن مطلب خلاف واقع و دروغ و تهييج به ناحق مردم و باطل را حق و حق را باطل جلوه دادن ابايي ندارند و يا در امر معامله و تصرفات مالي دچار فساد هستند نبايد اجازه ورود به مجلس را بيابند. توجه به اين مساله اهميت زيادي دارد و در اين کار بايد ضوابط به شدت رعايت شود."(5)
و در ادامه تصريح مي کنند: "...مواضعي که دستگاه رهبري اعلام مي کند بر طبق قانون اساسي سياست هاي اصلي نظام را تشکيل مي دهد و کساني که با اين مواضع در مواقع حساس صريحاً مخالفت مي کنند بدون شک با اصل ولايت فقيه ضديت دارند "(6) و البته هشدار مي دهند که : " اتهام به ضد ولايت فقيه بودن مساله آساني نيست و نمي توان هر کسي را به صرف اندک چيزي به ضد ولايت فقيه متهم کرد، ضديت با ولايت فقيه شواهد و ضوابطي دارد و جهات اخلاقي بايدبه دقت رعايت شود."(7)
رهبر حکيم انقلاب همچنين تاکيد مي کنند:" بايد ملاک اصلي در نظرها و تصميم گيري هاي شوراي نگهبان، فقط قانون و ضابطه باشد و نبايد به هيچ وجه به مصلحت انديشي ها توجه شود."(8) و يادآور مي شوند:" چگونه مي توان به فردي که اعتقاد چنداني به مباني نظام اسلامي ندارد و از لحاظ سياسي دلبستگي او به مسائل کشور کم تر از دلبستگي به مصالح بيگانگان است، اجازه داد در مسند قانونگذاري يا در رأس دستگاه اجرايي قرار گيرد؟" (9)
ايشان بررسي صلاحيت ها را در انتخابات، "وظيفه" برمي شمارند و با اشاره به تبليغات سوء بيگانگان و برخي جريان هاي داخلي که دل خوشي از نظام اسلامي ندارند، تأکيد مي کنند:" شوراي نگهبان و هيأت هاي نظارت بدون توجه به اين جو سازي ها، وظيفه خود را به درستي و براساس معيارها انجام دهند". (10)
حضرت آيت الله خامنه اي با تاکيد بر اين که معيارهاي اصلي در اداي وظايف شوراي نگهبان، قانون است، خاطرنشان مي کنند: "نبايد از اين معيارها تخطي، و غفلت و در آن کوتاهي شود؛ ضمن آن که نبايد سلايق، گرايش هاي سياسي و جناحي، سفارش و توصيه ها، و مصلحت انديشي به هيچ وجه در تشخيص صلاحيت و ساير امور نظارتي دخالت داده شود." (11). معظم له با تاکيد بر اين که هرگونه بررسي شوراي نگهبان بايد با دقت، متقن و به گونه اي باشد که حق کسي ضايع نشود در توصيه اي تعيين کننده هشدار مي دهند :" شوراي نگهبان نبايد در مقابل کساني که مي خواهند گردن کلفتي نمايند کوتاه بيايد." (12)
جان کلام اين که به تصريح مقام معظم رهبري" جنجال عليه نظارت استصوابى، يکى از مباحث بىمبنا و بىريشه است که با هدف تضعيف شوراى نگهبان و نفوذ دادن عناصر مخالف با اسلام و امام و نظام در ارکان قانونگذارى کشور انجام مىشود؛ و اين بلايى است که در يک دوره، بر سر علماى طراز اول آوردند و تصور مىکنند که امروز هم مىتوانند همان بلا را بر سر شوراى نگهبان بياورند؛ اما آن ها در خطا و اشتباه به سر مىبرند و به طور قطع و يقين چنين چيزى تحقق نخواهد يافت".(13) نکته پاياني هم اين که نقش شوراي محترم نگهبان در اين ميان بسيار حساس و تاثيرگذار است و واکنش هاي اقناعي و مدبرانه اين شورا به اعتراض ها و پرسش ها، اطلاع رساني دقيق و به موقع به مردم، دقت نظر در مواضع، بيانيه ها و مصاحبه ها مي تواند انتخاباتي سالم و باشکوه همراه با حضور حداکثري مردم و انتخاباتي هدفمند را به ارمغان آورد.
پي نوشت ها
1. براي نمونه رک: امام خميني، تحريرالوسيله, ج2، ص 84
2. سيدمحمد خاتمي، کيهان، 13/3/1360
3. ماده 3 اصلاحي قانون انتخابات، مصوب 4/5/1374
4. در ديدار هيات مرکزي نظارت بر انتخابات چهارمين دوره مجلس شوراي اسلامي،????/??/??
75- همان
8. در ديداراعضاي شوراي نگهبان قانون اساسي و مسؤولان بخش هاي نظارتي ،
????/??/??
11-9 همان
12. در ديدار اعضاي شوراي نگهبان ،????/??/??
13. در ديدار ده ها تن از ناشران داخلى ، ????/??/??
اگرچه به دلايلي انگيزه وبلاگ نويسي ام کم شده است اما بد نديدم درباره مطلبي دوباره بنويسم. چند سال پيش در درس رسائل يکي از اساتيد برجسته حوزه علميه قم که چندصد نفر در آن شرکت مي کردند حضور داشتم. استاد پس از پايان درس سفره دلش را گشود و پس از انتقادات شديد خطاب به يکي از مسئولان اسبق ,با دلي شکسته گفت: تا انتقاد مي کني يک عده مي گويند فلاني هم ضد انقلاب شده؛ در حالي که من ضد انحرافم نه ضد انقلاب.
از آن زمان حدود شش سال مي گذرد و من هر روز با مصاديق بيشتري از مسئولاني آشنا مي شوم که به رغم تدين و دلسوزي، قباي مديريت بر اندامشان کمي تا قسمتي گشاد است و با بي تدبيري هاي خود باعث بدبيني افراد به دين و متدينان و نظام مي شوند. نمونه کوچکش را در جريان برف و سرماي اخير ديديم. برف و سرماي شديد در مرحله نخست چنان طاقت فرسا و هشدار دهنده بود که هيات دولت در اقدامي سنجيده و واقع بينانه تمام ادارات و مدارس و دانشگاه هاي تهران را به مدت دو روز تعطيل کرد و درديگر استان ها تصميم گيري را به استانداران واگذار کرد. در اين ميان برخي استانداران مناطق سرمازده با تصميمي منطقي ادارات و مدارس را تعطيل کردند تا مانع تحميل فشار و آزار و اذيت مردم و خداي ناکرده بروز حوادثي براي آنها شوند. اما بودند استانداراني که همه را شرمنده تدبير خود نمودند و ثابت کردند که لياقت همراهي با دولت سختکوش احمدي نژآد را ندارند از جمله استاندار محترم قم که به رغم بارش بسيار سنگين برف و سرماي طاقت فرساي هوا که طي ساليان اخير بي سابقه بوده اعلام کرد که در راستاي خدمت هر چه بيشتر به مردم ادارات بايد راس ساعت مقرر آغاز به کار کنند و کارمندان مظلوم هم بايد سر ساعت در محل کار حاضر باشند! اين تصميم کارمندان و مردم استان قم را به شدت متحير کرد و باعث طرح اين سوال از جانب آنان شد که استاندار محترم در چه عالمي سير مي کند؟!
تصميم جناب استاندار از اين جهت خنده دار بود که اولا در استان همسايه (تهران) به رغم وضعيت تقريبا مشابه دو روز تعطيل کامل اعلام شده بود و انتظار مي رفت که در قم نيز اگر نه دو روز، دستکم يک روز تعطيل اعلام شود و در بدترين حالت حداقل ادارات با چند ساعت تاخير آغاز به کار کنند.
ثانيا در آن وضعيت به شدت سرد با خيابانهاي کاملا يخ زده و پرخطر و فقدان وحشتناک تاکسي و وسايل نقليه عمومي کارمند مظلوم چگونه مي تواند خود را آن هم ساعت 7 بامداد به سر کار برساند؟!!
ثالثا به فرض ادارات هم در موعد مقرر امکان فعاليت داشته باشند کدام ارباب رجوعي در آن وضعيت و در آن ساعت به ادرات مراجعه مي کند؟!! خنده دار اين بود که استاندار روزهاي ديگر را چند ساعت تعطيل کرد!!

نمونه ديگرش را در يکي از نشريات ديده ام. گاهي کارمندان را از ساعت هفت صبح تا پنج فردا صبح(22 ساعت!!) ملزم به فعاليت مي کنند ؛ آن هم به صورت مداوم و بدون کمترين استراحتي!! جالب تر اينکه پس از 22 ساعت کار مداوم و بدون استراحت – و حتي در مواردي بدون شام!!- آن ها را ملزم مي کنند تا ساعت هفت همان روز ( هفت صبح!! يعني فقط دو ساعت فاصله!!)مجددا يک شيفت کاري کار کنند!! جالبتر اينکه وقتي کارمند بيچاره بخت برگشته مي گويد پس از 22 ساعت کار طاقت فرسا با اين شرايط دستکم مقداري استراحت بدهيد ، آقاياني که از اون ور بام تدين پايين افتاده اند مي گويند : استغفرا...؛ جواب قبر و قيامت را چه بدهيم!!
شايد در آينده در اين باره بيشتر نوشتم. به راستي يک انسان بي تفاوت با ديدن اين گونه رفتارها از کساني که به تدين و اصولگرايي شناخته مي شوند چه ديدي پيدا مي کند؟! آيا کساني که با بي تدبيري خود باعث بدبيني عده اي ديگر به دين و متدينان مي شوند، براي شب اول قبر خود جواب قانع کننده اي آماده کرده اند؟! چه خوش گفت شاعر شيرين سخن که:
زهد با نيت پاک است نه با جامه پاک اي بس آلوده که پاکيزه ردايي دارد