
|
ناگفتهای از مخالفت امام با قائممقامی منتظری و اصرار رفسنجانی +تصویر نامه 6/1/68 امام به منتظری |
|
حجت الاسلام محمدی ری شهری در کتاب جدید خود که به بررسی مقطع حساسی از جمهوری اسلامی از نصب منتظری به قائم مقامی رهبری تا عزل وی و ماجرای باند مهدی هاشمی اختصاص دارد، نحوه انتصاب منتظری به قائم مقامی و نظر مخالف امام(ره) با این مسئله را تشریح کرد. در این کتاب همچنین برای نخستین بار تصویر نامه تاریخی 6/1/68 امام(ره) به منتظری که از سوی عوامل مخاطب نامه در آن تشکیک شده بود، آمده است.
به گزارش رجانیوز، وزیر وقت اطلاعات با طرح این پرسش که "آیا امام با قائم مقامی منتظری موافق بود یا نه؟" دیدگاه امام در این باره را پیش از تصمیم مجلس خبرگان، و موضع ایشان پس از تصمیم خبرگان، را جداگانه مورد بررسی قرار داده است.
وی با تأکید بر اینکه نظر امام پیش از تصمیم مجلس خبرگان نسبت به رهبری آقای منتظری منفی بود، در تشریح دلایل این ادعا به نامه 6/1/68 ایشان خطاب به منتظری اشاره کرده و با ذکر فرازی از آن مبنی بر اینکه "والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید..." می افزاید: اما این که امام نظر خود را به خبرگان منتقل کرد یا نه، داستانی شنیدنی دارد که باید از زبان آیت الله محمدی گیلانی که عضو خبرگان بوده و اکنون نیز همچنان عضو مجلس خبرگان است، شنید. گفتنی است که ایشان در ملاقاتی با امام قبل از تصمیم خبرگان در مورد قائم مقامی آقای منتظری از دیدگاه امام در این باره مطلع شده است.
نظر امام، یک روز قبل از تصمیم خبرگان
آیت الله محمد ی گیلانی در تاریخ 6/9/1379 به مناسبت شهادت حضرت امام کاظم(ع) در منزل آقای علی رازینی ضمن سخنرانی گفت:
یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25/4/1364)، من ضمن تماس با دفتر امام(ره) کتباً (از طریق آقای توسلی و آقای رسولی) از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسیدم.
گفتم: "فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم؛خدمتشان درس خوانده ام؛ ایشان را عابد و زاهد می دانم؛ ولی این خصوصیات، کافی نیست. او از عهده این کار برنمی آید...".
امام، گله های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...!
و اضافه فرمود: "احمد هم از او دفاع می کند! از منزل سید مهدی هاشمی، دست نویس های او را آورده اند. من دیدم نامه های آقای منتظری از نوشته های مهدی هاشمی الهام گرفته! این را من برای ایشان نوشتم"!
سخن امام که به این جا رسید، من گفتم: "آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: "امام خیال کرده که آنچه من برایش می نویسم، الهام از سید مهدی می گیرم!"
امام فرمود: "نامه مرا آورد در جلسه خواند؟!"
گفتم: "بله! آقای سید عباس خاتم و سید جعفر کریمی و چند نفر دیگر هم بودند".
امام فرمود: "او اینطور است"!
عرض کردم: "بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم مقام رهبری مطرح نشود".
امام قدری فکر کرد و فرمود: "احمد نیست، می شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعدازظهر من ایشان را ببینم؟"
عرض کردم: "بله، اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم [و این جریان را خدمت شما گفتم]. به هیچ کس نگویید. می ترسم مرا هم شمس آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند"!
این را که گفتم، امام -اعلی الله مقامه- سه بار خندید و فرمود: "خاطرت جمع باشد".
از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح، خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم...
شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمدآقا زنگ زد که "حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند".
گفتم: "همین طور است".
فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد.
آقای محمدی گیلانی اضافه کرد که:
پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: "موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن".
گفتم: "چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم."
فرمود: "نه، یکی از دوستان آمده و چنین گفته...".
گفتم: "ما اعلام کرده ایم. نمی شود...".
وزیر وقت اطلاعات که از خاطرات منتشر شده قبلی وی نیز به عنوان منابع قابل استناد و معتبر در تاریخ انقلاب یاد می شود، پس از نقل این خاطره کلیدی اضافه می کند:
تأمل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل کردیم، نشان می دهد که امام در مورد طرح قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل کاری انجام شده قرار گرفته بود؛ اما به هرحال، جای این پرسش باقی است که با آن قاطعیتی که از امام سراغ داریم؛ اگر واقعاً با این امر مخالف بود، چرا نظر خود را به خبرگان اعلام نکرد؟
بی تردید، اگر خبرگان، نظر امام را می دانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمی کردند.
آقای منتظری عدم مخالفت امام با قائم مقامی وی را دلیل موافقت ایشان می داند و در پاسخ به این سئوال که: "آن وقت، احساس شد که حضرت امام هم مخالفتی دارند؟"، می گوید:
من نمی دانم، اگر ایشان در آن وقت، مخالف بودند، لازم بود همان وقت، ولو با کنایه با پیغام به من یا دیگری و یا به خبرگان می فرمودند؛ زیرا مصلحت نظام از همه چیز مهمتر بود...
پاسخ این سئوال را امام در نامه 6/1/68 فرموده اند. متن فرمایش امام، این است:
والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... والله قسم من به نخست وزیری بازرگان مخالف بودم؛ ولی او را هم آدم خوبی می دانستنم. والله فسم من رأی به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد، نظر دوستان را پذیرفتم.
این سخن به روشنی نشان می دهد که امام در مورد عدم اعلام مخالفت خود با رهبری آقای منتظری، همانگونه عمل کرده که در مورد نخست وزیری بازرگان و رئیس جمهوری بنی صدر عمل کرده است. در همه این موارد، امام -به تعبیر خودشان- نظر دوستان را پذیرفته است.
این سخن نشان می دهد که پس از دیدار آقای محمدی گیلانی، مطلبی به امام گفته شده که ایشان مصلحت ندیده با اقدام مجلس خبرگان در مورد رهبری آقای منتظری مخالفت کند؛ چنان که در نامه 8/1/68 به این معنا تصریح فرموده:
هم شما و هم من، از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم...؛ ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند و من نمی خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم.
در این جا این سئوال پیش می آید که دوستانی که امام، نظر آنها را در مورد آقای منتظری پذیرفته، چه کسانی بوده اند؟
بی تردید، سران قوای سه گانه در این موضوع، نقش اساسی داشته اند. آقای منتظری، خود در پاسخ به این سئوال که "احساس می فرمایید کسی روی این قضیه عنایتی داشته است؟" می گوید:
من نمی دانم، می گویند آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه ای خیلی دنبال قضیه و مُصِر بوده اند. ظاهراً آقایان حسن نیت داشته اند ونظرشان احتیاط برای آینده بوده است".
باید گفت: آقایان نه ظاهراً، بلکه واقعاً حسن نیت داشتند؛ بلکه آنان در رأس کسانی بودند که در خبرگان، با حسن نیت و به عنوان احتیاط، آقای منتظری را به عنوان رهبر آینده تعیین کردند؛ اما با کمال تأسف، آقای منتظری ابتدا می گوید: "ظاهراً آقایان حسن نیت داشته اند" ولی در ادامه، در حسن نیت آنها تشکیک می کند و آنان را تا سر حد توطئه گری متهم می کند که با این اقدام، می خواستند زمینه رهبری او را از بین ببرند!
متن گفته او این است:
من اگر بدبینانه تحلیل کنم، می گویم اصلاً شاید آن قضیه، مقدمه جریانات بعد بوده که مسئله را سر زبان ها بیندازند و بعد، زمینه را از بین ببرند... از قدیم می گفتند اگر می خواهید کسی را خراب کنید، به طور غیرطبیعی او را بالا ببرید و بعد، مقدمات سقوط او را فراهم کنید...!
شگفت اینکه، کسی چنین سخن می گوید که خود را مرجع تقلید می داند و معتقد است که تهمت، گناه کبیره است و شگفت انگیزتر اینکه در ادامه همین مطلب می گوید:
البته من که -الحمدالله- اصلاً انتظار مقام و موقعیت نداشتم و ندارم!
باری، کوتاه سخن در پاسخ به این سئوال که چرا امام نظر مخالف خود را در مورد رهبری آقای منتظری اعلام نکرد، این است که سیره حکیمانه امام در این گونه موارد، این بود که تا آنجا که مصالح نظام را در خطر نبیند و احساس تکلیف قطعی نکند، نظر مسئولان اصلی کشور را، که در واقع مشاوران مورد اعتماد ایشان بودند و از آنان به "دوستان" تعبیر فرموده، بر نظر خود مقدم می داشت.
در مورد رهبری آقای منتظری نیز، تا آنجا که تنها وی را ساده لوح و فاقد مدیریت و تدبیر می دانست، با اصرار مدیران ارشد کشور به این جمع بندی رسید که همراهی و همکاری آنان با وی، خلأ بی تدبیری و سادگی او را پرخواهد کرد؛ اما حوادث بعدی ثابت کرد که مشکل بیش از این است و لذا "با دلی پرخون و قلبی شکسته" و با آگاهی تمام، آقای منتظری را از رهبری آینده برکنار کرد.
خبر مرتبط:
قسمهای 3گانه امام(ره) در نامه تاریخی به منتظری
|
|
|
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوری و شکوفایی» نامیدند و تصریح کردند: امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرابگیرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راههای میان بر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره این تلاش ها شیرین شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عید سه گانه در طلیعه بهار امسال، میلاد نبی مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) و عید نوروز را به آحاد ملت ایران و همه ملتهایی که عید نوروز را گرامی می دارند، تبریک گفتند و با اشاره به چشم اندازها و امیدهای بسیار روشن در سال 1387، افزودند: امسال نظام مقدس جمهوری اسلامی سی سالگی خود را که در راه دفاع از استقلال و عزت ملی و حرکت به سمت اعتلای علمی و عملی گذشت، پشت سر می گذارد که همه این تلاشها در تاریخ ملت ایران برجسته و ماندگار خواهد ماند.
ایشان با اشاره به آغاز فعالیت مجلسی تازه نفس در سال جاری و همچنین فعالیت دولتی خدمتگزار، پرتلاش و خستگی ناپذیر، همکاری و برنامه ریزی این دو قوه را زمینه ساز انجام کارهای بزرگ دانستند و تأکید کردند: ما نمی توانیم آرام و معمولی حرکت کنیم، بلکه باید با تلاشی مضاعف، جدی تر و با نهایت شتاب اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برویم و در عرصه داخلی و همچنین عرصه پیچیده بین المللی از تمام ظرفیت ها برای دست یابی به پیشرفتهای بزرگ استفاده کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای، با تأکید بر اینکه برنامه ریزی مدبرانه، شجاعانه و عزت مدارانه در عرصه سیاست خارجی و موفقیت در این عرصه در توفیقات داخل کشور نیز تأثیرگذار است خاطرنشان کردند: علاج ملت ایران در کسب اقتدار است و امروز خوشبختانه مسئولان کشور عزت ملی را کاملاً در نظر دارند و در مقابل زورگویی و زورگیری دشمن ایستاده اند.
ایشان همکاری کامل دولت و ملت و اتکاء به خداوند را زمینه ساز پیشروی در عرصه قدرت یابی ملت ایران و اقتدار روزافزون کشور به ویژه اقتدار معنوی و روحی برشمردند و تصریح کردند: یکی از دو انتظار من در سال 1387، نوآوری در بخشهای مختلف و دستگاههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و خدماتی کشور از جمله در دیپلماسی، حرکت به سمت علم و تحقیق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهای محروم، و در آبادانی کشور است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: انتظار دوم در سال جاری این است که فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام شده و کارهایی که دولت در سالهای اخیر انجام داده، به نتیجه و شکوفایی برسند و کام مردم از نتیجه این فعالیتها و تلاشها شیرین شود بنابراین امسال را سال نوآوری و شکوفایی می نامم.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، سال 86 را سالی مهم، پرحادثه و عزت آفرین برای ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: در آغاز سال 86، ماجرای دستگیری ملوانهای متجاوز بیگانه و سپس عفو و آزادی آنان، چهره ای مقتدر و عین حال بردبار و پرگذشت از ملت ایران به جهانیان ارائه کرد و در پایان این سال نیز حضور پرشکوه و با عظمت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی، بار دیگر چهره پرصلابت و همراه با اقتدار ملت ایران و عزم جدی آنان برای درست اداره کردن کشور را نشان داد.
رهبر انقلاب اسلامی کارهای با ارزش مسئولان اعم از دولت، مجلس و بخشهای گوناگون و همچنین کارهای بزرگ آحاد ملت به ویژه فعالیتهای علمی مجموعه های دانشجویی و کاوشگر را از دیگر نقاط مثبت در سال 86 و زمینه ساز پیشرفت کشور برشمردند و افزودند: در کنار این پیشرفتها، ضایعات، فقدانها و ناکامی هایی هم وجود داشت که آخرین آن حادثه تأسف بار فقدان عزیزان دانشجو در یک سانحه دلخراش بود اما به هر حال زندگی آمیخته از شادیها و غمها، شیرینی ها و تلخی ها است و مهم این است که یک ملت بتواند در میانه این حوادث گوناگون هدف خود را در نظر داشته باشد و به سوی آن هدف گامهای بلند بردارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان اظهار امیدواری کردند: ملت سرافراز ایران، سال جدید را با بهره گیری از نوآوریها و شکوفایی ها، به بهترین وجه با عزت، موفقیت، کامیابی، شادابی و با توان بیشتر به پایان برساند
دیدار دهها هزار نفر از زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام (????/??/?? - ??:??)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در جمع دهها هزار نفر از زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در محل صحن جامع رضوی ضمن تبیین مهمترین دستاوردهای نظام اسلامی در سی سال گذشته و همچنین اهمیت و ضرورت نیاز کشور به نوآوری و شکوفایی در آخرین سال از دهه سوم انقلاب اسلامی تصریح کردند: برای ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی، کشور نیازمند به دو شاخص بسیار مهم پیشرفت و عدالت است که لازمه پیشرفت همراه با عدالت هم این است که همه مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند و با پشتیبانی ملت همه طرحها و کارهایی را که از مدتها پیش و یا در سالهای اخیر شروع شده، در سال 1387 به شکوفایی برسانند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح علت نامگذاری سال 1387 به عنوان سال نوآوری و شکوفایی، به نوآوری بزرگ و تاریخی ملت ایران در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کردند و افزودند: پیروزی انقلاب اسلامی خط کشی باطلی را که سالهای متمادی در جهان وجود داشت و کشورها را به دو دسته سلطه گر و سلطه پذیر تقسیم می کرد، در هم شکست و نظام جمهوری اسلامی ایران صراحتاً اعلام کرد با سلطه گری مخالف است و هرگز نیز سلطه گری نخواهد کرد.
ایشان با تأکید بر اینکه نظام جمهوری اسلامی در طول حدود سی سال گذشته با این موضع گیری برجسته و تاریخی خود در مقابل سلطه گران ایستاده و این ایستادگی موجب تغییر اوضاع خاورمیانه به نفع ملتها و به ضرر قدرتهای سلطه گر شده است خاطرنشان کردند: خاورمیانه که روزی مرکز تاخت و تاز و قدرت نمایی مستکبران و دولتمردان امریکایی بود امروز به نمایشگاه ناکامی ها و شکست های امریکا تبدیل شده است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ایستادگی قاطعانه نظام جمهوری اسلامی به پشتیبانی ملت بزرگ و رشید ایران در مقابل انواع توطئه ها و فشارها در طول سالهای گذشته افزودند: دشمن در این سی سال هرآنچه را که توانست اعم از جنگ تحمیلی، تحریم اقتصادی، جنگ روانی، هیاهو و جنجال انجام داد اما جمهوری اسلامی در مقابل آنها ایستاد و توانست قدرت خود را روز به روز افزایش دهد و امروز پیام انقلاب اسلامی علاوه بر گسترش در سطح، در عمق هم ریشه دوانیده است.
حضرت آیت الله خامنه ای، عشق و علاقه ملتهای منطقه و همچنین ملتهای مناطق بسیاری از دنیا به انقلاب اسلامی و نگاه تحسین آمیز آنان به ملت ایران را نشانه گسترش پیام انقلاب در سطح دانستند و تأکید کردند: پیشرفتهای کشور در عرصه های علمی، فناوری، و اجتماعی و همچنین ارائه خدمات عظیم و انبوه دولتها به مردم نیز از نتایج گسترش پیام انقلاب اسلامی در عمق است.
ایشان حرکت رو به جلو نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته را نتیجه اتکاء ملت ایران به همت و استعداد خود به ویژه جوانان، و ایستادگی مردم در مقابل دشمنان ارزیابی و خاطرنشان کردند: نظام جمهوری اسلامی ایران در آستانه ورود به دهه چهارم حیات پربرکت خود است که لازمه ورود به دهه چهارم، برطرف کردن کمبودها و حرکت با شتابی بیشتر از حد متعارف برای جبران عقب ماندگی های تاریخی و رسیدن به اهداف و آرمانهای تعیین شده است.
رهبر انقلاب اسلامی، پیشرفت و عدالت را دو شاخص بسیار مهم دهه چهار نظام جمهوری اسلامی دانستند و افزودند: عدالت بدون پیشرفت منجر به برابری در فقر خواهد شد و پیشرفت بدون عدالت هم هرگز مطلوب نخواهد بود زیرا در کنار رفاه و پیشرفت جامعه باید فواصل طبقاتی کم شود و همه کسانی که استعداد تحرک، کار و تولید دارند از فرصت های برابر برخوردار شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای تصریح کردند: مطالبه مردم از مسئولان در دولت، مجلس و قوه قضائیه همواره باید پیشرفت کشور در بخشهای مختلف اعم از تولید ثروت و افزایش بهره وری، عزم و اراده ملی، اتحاد ملی، دستاوردهای علمی و فناوری، اخلاق و معنویت، کم کردن فاصله طبقاتی، رفاه عمومی، انضباط اجتماعی، وجدان کاری، امنیت اخلاقی، آگاهی و رشد سیاسی، و اعتماد به نفس ملی باشد و رسیدن به این پیشرفتها نیز تنها در سایه تأمین عدالت امکان پذیر است.
ایشان با اشاره به برخی دیدگاهها در خصوص ممکن نبودن پیشرفت اقتصادی در کنار کاهش فاصله طبقاتی خاطر نشان کردند: در این گونه موارد نباید نسخه های غرب بعنوان تنها راه حل تصور شوند بلکه در چنین مسائلی تأکید بر نوآوری و استفاده از ایده ها و فکرهای نو است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه شرایط برای سرمایه گذاری در بخشهای تولیدی و افزایش تولید با بهره دهی بالا فراهم است، افزودند: سرمایه گذاری ثروتمندان در بخش های تولیدی و تولید ثروت در جامعه یک عبادت و ثواب است که این فرهنگ باید بیش از پیش در جامعه عمومیت یابد ضمن آنکه مدیریت کشور نیز باید به گونه ای باشد که همه طبقات و قشرهای مختلف از نتایج این سرمایه گذاریها بهره مند شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توفیقات و پیشرفتهای فراوان نظام جمهوری اسلامی به رغم همه فشارها و توطئه ها، تصریح کردند: دشمنان ملت ایران که همان شبکه شیطانی صهیونیسم و رژیم مستکبر امریکا هستند.
تا به امروز شکست خورده اند و در میان افکار عمومی دنیا منفور و منزوی هستند و شعارهایشان هم رنگ باخته است.
ایشان با اشاره به ادعای رژیم آمریکا مبنی بر طرفداری از حقوق بشر افزودند: در حالیکه دولت آمریکا بنابر آمار رسمی خود در 6 سال گذشته از 32 میلیون نفر از مردم این کشور بازجویی کرده و مکالمات تلفنی مردم را شنود می کند و رئیس جمهور این کشور نیز مانع اجرای قانون منع شکنجه می شود، چگونه می تواند شعار حمایت از حقوق بشر سر دهد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به دویست بازداشتگاه مخفی آمریکا در دنیا بویژه در اروپا خاطر نشان کردند: اروپائی ها که به هر بهانه ای دم از حقوق بشر می زنند چرا در مقابل این بازداشتگاهها که نقض صریح حقوق بشر است، سکوت کرده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اروپائی ها که در مقابل هرگونه سوالی از هولوکاست جنجال بپا می کنند چرا در مقابل اهانت به پیامبر عظیم الشأن اسلام اعتراض نمی کنند بلکه همراهی هم می کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه برخی دولتهای اروپایی باید از نفرت عمومی موجود از امریکا و رژیم صهیونیستی عبرت بگیرند، افزودند: امروز حقوق بشر به همه دولتها و ملتها حکم می کند که صف واحدی را در مقابل زورگویی های آمریکا و صهیونیست های مسلط بر آمریکا تشکیل بدهند و ملت ایران در این میانه از همه ملتها صریح تر و شجاع تر ایستاده است.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به شعار امریکا و دولتهای غربی در حمایت از دموکراسی خاطرنشان کردند: دروغ بودن این شعار نیز به اثبات رسیده است زیرا در هر نقطه از دنیا که آراء مردم برخلاف نظر آنها باشد با مشت آهنین با رأی مردم برخورد می کنند که یک نمونه بارز آن دولت مردمی حماس در فلسطین است.
حضرت آیت الله خامنه ای، اظهارات بی محتوا برضد مردم سالاری نظام جمهوری اسلامی را نمونه دیگری از واهی بودن شعارهای دولتهای غربی دانستند و افزودند: نظام جمهوری اسلامی ایران که دارای یک مردم سالاری وسیع و کم نظیر در دنیا است، تهدید به تحریم و حمله نظامی می شود در حالیکه این مسائل در طول سی سال گذشته همواره وجود داشته است و مسئله جدیدی نیست.
ایشان تأکید کردند: ملت ایران از اینگونه اظهارات و تهدیدها هراسی ندارد زیرا با شجاعت و ایستادگی به دستاوردهای بزرگی رسیده و قدرت خود را از درون ذات خود به دست آورده است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عزم و آمادگی ملت و مسئولان برای حرکت در مسیر پیشرفت روزافزون و در جهت ارزشهای اسلامی، خاطرنشان کردند: نظام جمهوری اسلامی روز به روز شاهد شکوفایی بیشتر خواهد بود و امید است روزهای پایانی سال 87، بسیار بهتر و پرثمرتر از روزهای آغازین آن برای ملت ایران باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان، پیامبر مکرم اسلام را مظهر پاکی، امانت، صداقت و جوانمردی دانستند و خاطر نشان کردند: امروز نیز همانند دوران جاهلیت علت دشمنی و توهین به پیامبر اعظم (ص)، دشمنی با پیام توحید، عدل و آزادگی پیامبر اسلام است.
ایشان با تأکید بر اینکه اهانت کنندگان به پیامبر (ص) از موضع ضعف و ترس و شکست به این رفتار ناشایست دست می زنند تصریح کردند: اسلام، زورگویان و مستکبران را به شدت ترسانده است و آنها به توهین به پیامبر اسلام (ص) روی آورده اند اما در این توطئه نیز شکست خواهند خورد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به نقش برجسته امام صادق (ع) در گسترش معارف اهل بیت علیهم السلام و اسلام ناب و تلاش در جهت هم افزایی مسلمانان تأکید کردند: امروز نیز دنیای اسلام بیش از گذشته نیازمند وحدت و اتحاد است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نزدیکی هفته وحدت افزودند: پیام هفته وحدت و دعوت جمهوری اسلامی برجسته شدن مشترکات مذاهب اسلامی است.
ایشان با تأکید بر اینکه امریکا و صهیونیست ها با مسلمانان اعم از شیعه و سنی دشمن هستند خاطرنشان کردند: نمونه بارز این دشمنی را می توان در مخالفت استکبار با حزب الله در لبنان و حماس و جهاد اسلامی در فلسطین دید بنابراین امت اسلامی به ویژه نخبگان متوجه این مسئله باشند و در جهت اتحاد بیش از پیش مسلمانان و جلوگیری از هرگونه تفرقه تلاش کنند.
در آغاز این دیدار آیت الله واعظ طبسی نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی و تولیت آستان قدس رضوی ضمن خیرمقدم به رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار امیدواری کرد در سال جاری که سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده است در همه بخش ها بویژه حوزه، دانشگاه و مراکز علمی و پژوهشی از همه تجارب و اندیشه ها برای ابتکار، خلاقیت و نوآوری استفاده شود.
کد جاوا اسکریپت هک ضد هک دانلود نرم افزار ترفند رجیستری کامپیوتر رایانه ویندوز داس لینوکس امنیت امنتیی شبکه مرورگر اینترنت ترفند یاهو دسکتاپ سخت افزار نرم افزار کیبورد دانلود رایگان برنامه های رایگان نرم افزار های مفید شبکه بی سیم
ADSL dialup بلاگفا کد اسکریپت مقالات ضد هک ویندوز ویستا ایکس پی XP رایت سی دی فایر وال کاسپر اسکای کاسپر اسکی نود AVG nod 32 panda Kaspersky محدود کردن کشتن ویروس کلمات عبور پسورد یاهو مسنجر آی پی IP addres نرم افزار فلش اخبار هک دیفیس تروجان ویروس کرم اینترنتی مایکروسافت بازی اکشن قفل گذاری چت مسنجر آنتی ویروس آفیس پخش کننده گرافیک تلفن باز یابی فیلم و صوت رایت DVD CD موبایل فونت سایت وبلاگ قالب رایگان دعوت نامه پارسااسپیس پرشین گیگ کد خفن برنامه نویسی سیستم عامل مدیریت دانلود فشرده ساز کنترل کننده آموزشی بیا تو امنیت وب IT PC موس مانیتور فلاپی دیسکت ترفند جالب bia2amniat ویروس کش روتر کش هاب امنیت در شبکه بوت روت کیت وایرلس ISP URL سیسکو سرور کلاینت دموکراسی ایران اسلام خاتمی هاشمی رفسنجانی احمدی نژاد اسلام شیعه سنی مکه مشهد
با پایان ثبت نام برای نامزدی انتخابات مجلس هشتم و اعلام بررسی صلاحیت ها مرحله ای دیگر از تحولات انتخاباتی در حال شکل گیری است. تکیه بر شعار اعتدال و میانه روی ، تغییر موضع از حالت اپوزیسیون نظام به منتقد، ناکارآمد نشان دادن دولت نهم، اختلاف افکنی بین اصولگرایان، القای وجود شرایط بحرانی و ویژه در کشور و بزرگ نمایی تهدید خارجی، تشدید جنگ روانی درباره تورم و گرانی،ایجاد شبهه در مورد سلامت انتخابات?، تاکید بر لزوم استفاده از ناظران بین المللی ، ساماندهی هجمه به شورای نگهبان و... بخش کوچکی از شگردهای جریان های تندرواست که با اشاره و تایید شبکه های قدرت و ثروت در حال اجرا است. در این میان هجوم سنگین به شورای نگهبان از اهمیتی چشمگیر برخوردار است و به رغم تصریح قانون اساسی و تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر حفظ شأن و جایگاه آن، رسانه های وابسته به یک طیف سیاسی و برخی چهره های برجسته آن ها می کوشند صلاحیت های حقوقی و اختیارات قانونی این شورا به ویژه در امر نظارت استصوابی را به چالش کشند. یکی از ابزارهای روانی این گروه برای پیشبرد اهداف خود، القای رویارویی مردم با شورای نگهبان است که با تعبیراتی مانند" حق احراز صلاحیت ها با مردم است"?، " میزان مردم هستند نه شورای نگهبان"، مردم قیم نمی خواهند و خودشان صالح را از غیر صالح تشخیص می دهند" و ... پیگیری می شود؛ غافل از این که بسیاری از ادعاهای آن ها اگرچه فریبنده اما واضح البطلان است. برای مثال تشخیص صالح از ناصالح در ابعاد کلان هرگز برای توده مردم بدون برخورداری از امکانات خاص امکان پذیر نیست و از باب مشت نمونه خروار، برای انتخاب 30 نفر نماینده تهران، اگر بیش از هزار نفر کاندیدا شوند، مردم عادی و حتی خواص جامعه نمی توانند در بلبشوی تبلیغاتی و فضاسازی های رسانه ای ، صلاحیت آن ها را احراز کنند و تشخیص دهند که یک نامزد نمایندگی از صلاحیت های اولیه مانند وفاداری به انقلاب و نظام و پاک بودن از مفاسد مالی اخلاقی و ... برخوردارند؟!
به نظر می رسد هجمه کنندگان به شورای نگهبان می کوشند در مرحله نخست این شورا را از اعمال نظارت دقیق بر انتخابات برحذر دارند تا راه برای ورود عناصر ناصالح به مجلس هموار شود و در صورت ناکامی در این هدف، برای کاهش مشارکت مردم زمینه چینی کنند. از سوی دیگر با مظلوم نمایی از طریق تبلیغات و القای این نکته که شورای نگهبان با تصمیم گیری های جناحی خویش، به صورت ناعادلانه و سلیقه ای کاندیداهای یک جناح خاص را در سطحی گسترده حذف کرده است، یک سرمایه اجتماعی برای فعالیت های خود فراهم کنند. اما به راستی آیا نظارت استصوابی آن گونه که اصحاب طیفی خاص ادعا می کنند فاقد مبنا است؟ و دلایل مدافعان نظارت استصوابی غیر منطقی است؟! برای اثبات «نظارت استصوابی» دلایل حقوقی و شواهد متعددی آورده شده از جمله این که:
1. کلمه « برعهده دارد» در اصل 99 قانون اساسی بیان کننده حق مسؤولیت است. به دیگر سخن, مراد قانون اساسی از عبارت «شورای نگهبان, نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری, ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی» را برعهده دارد این است که مسؤولیت این نظارت, کاملا بر عهده شورای نگهبان است.
2. در اصل 99, هیچ قیدی برای نظارت نیامده و از عموم و اطلاق آن نظارت استصوابی فهمیده میشود؛ نظارتی که در تمام مراحل انتخابات وجود دارد و تخصیص و تقیید آن به برخی از مراحل, نیازمند دلیل و قرینه است که مفقود است. جالب این که در کتب فقهی نیز آمده است هرگاه قرینهای بر نظارت استطلاعی نباشد، نظارت مطلق حمل بر نظارت استصوابی میشود و باید آثار نظارت استصوابی بر آن شود.(1)
3. در قانون اساسی, تنها مرجعی که برای نظارت بر انتخابات شناخته شده، شورای نگهبان است و مرجع دیگری که شورای نگهبان، گزارش خود را به آن جا تقدیم کند مشخص نشده و این خود دلیل عام و همه جانبه بودن نظارت این شورا است.
4. شاهد دیگری که بر استطلاعی نبودن نظارت شورای نگهبان ارائه شده اصول دیگر قانون اساسی است که در آن بحث نظارت به میان آمده ؛ برای مثال در اصل 110, یکی از وظایف و اختیارات رهبری, نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام و در اصل 156 یکی از وظایف قوه قضائیه نظارت بر حسن اجرای قوانین دانسته شده است. همچنین در اصل 134 آمده است که رئیس جمهور بر کار وزیران نظارت دارد. بهدیهی است که منظور از نظارت در این اصول هرگز نظارت استطلاعی نیست.
5. اگر نظارت موضوع اصل 99, استطلاعی بود بیش تر قابل اشکال میبود؛ زیرا در آن صورت حقوقدانان میتوانستند این اشکال را مطرح کنند که اگر این نظارت، «ضمانت اجرا» ندارد فایده آوردن آن در قانون اساسی چه بوده است.
6. دلیل دیگر وحدت سیاق است. توضیح این که در قانون اساسی هر کجا از اجرای انتخابات به وسیله وزارت کشور صحبت شده در کنار آن مطلبی هم از نظارت شورای نگهبان به میان آمده و این امر خود دلیل بر نظارت مطلق و عام شورای نگهبان است.
7. مطابق اصل 98 قانون اساسی« تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است\" و این شورا که اعضای آن اولاً اسلام شناس و فقیه و ثانیاً از خبرویت حقوقی و تسلط علمی بر قانون اساسی برخوردارند در تفسیر رسمی شماره 1234 مورخ 1/3/1370 کلمه نظارت در اصل 99 را به «نظارت استصوابی» تفسیر نموده است. بنابر این زمانی که قانون اساسی، خود, مرجع تفسیر را معین نموده و آن مرجع نیز در اجرای همان قانون مبادرت به تفسیر و اعلام آن کرده است، مخالفت موضوعیتی ندارد. مگر نه این است که در جامعه قانونمدار, همه افراد باید به قوانین احترام گزارده و تمکین کنند؟! به دیگر سخن «اگر اختلاف نظر ناشی از ابهامی باشد که در قانون اساسی وجود دارد مگر خود همین قانون اساسی مصوب مردم, شورای نگهبان و فقط شورای نگهبان را صالح برای تفسیر قانون اساسی نمیداند و اگر افراد و گروه هایی در اثر خودخواهی, تفسیر شورای نگهبان را نپذیرند به آرای عمومی مردم دهن کجی نکردهاند؟»(2)
8. گذشته از همه این ها و صرف نظر از قانون اساسی, قانون عادی مصوب مجلس نیز استصوابی بودن نظارت شورای نگهبان را به رسمیت شناخته است. نمایندگان مجلس در مرداد 1374 تصویب کردند که: «نظارت بر انتخابات مجلس به عهده شورای نگهبان میباشد. این نظارت استصوابی, عام و در تمام مراحل و در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است.»(3)
حال با توجه به این مصوبه, اگر به فرض کسی تفسیر شورای نگهبان را درباره اصل 99 نپذیرد، جا دارد به قانون صریح مصوب مجلس تن دهد و نظارت عام و استصوابی را بپذیرد. نکته قابل توجه این که طرح شعار شایسته سالاری در سالهای اخیر توسط کسانی که اکنون پرچمدار مخالفت با نظارت استصوابی هستند دقیقاً به مفهوم اعمال نظارت استصوابی در گماردن افراد به مسؤولیتهای مختلف بود. اگر نظارتی که صواب را از ناصواب جدا کند در کار نباشد چگونه میتوان به صلاحیت افراد پی برد و شایسته سالاری را تحقق بخشید؟! نظارت استصوابی کاری است که جناحی خاص در زمان تصدی دولت مدعی بود که در کلیه انتخابها و انتصابهای خود, آن را اعمال میکند و در عین حال حاضر نیست این حق را برای شورای نگهبان- آن هم در مورد قانون گذاری کشور- قائل شود و د رنتیجه باید به این سؤال پاسخ دهد که به هر حال شایسته سالاری آری یا نه؟!
در این میان فرمایشات مقام معظم رهبری در مقاطع مختلف برای جویندگان حقیقت بسیار راهگشا است. ایشان در دیدار هیات مرکزی نظارت بر انتخابات تاکید می کنند: "شورای نگهبان در زمینه قوانین و تصرفات اجرایی و شبه اجرایی نظیر انتخابات از اعتماد و اطمینان مردم برخوردار است و هیچکس نباید به خود اجازه بدهد نسبت به موقعیت و مقام شامخ معنوی و قانونی شورای نگهبان هتکی انجام دهد و یا به آن خدشه ای وارد کند."(4) و می افزایند:"... افرادی که به لحاظ مالی، اخلاقی،عقیدتی و سیاسی فاسد هستند و یا کسانی که با فتنه گری نظام را تضعیف می کنند و باانگیزه های سیاسی، شخصی یا خصلتی به مقابله با نظام برخاسته اند نباید در تریبون با عظمت مجلس حضور یابند.... کسانی که ازگفتن مطلب خلاف واقع و دروغ و تهییج به ناحق مردم و باطل را حق و حق را باطل جلوه دادن ابایی ندارند و یا در امر معامله و تصرفات مالی دچار فساد هستند نباید اجازه ورود به مجلس را بیابند. توجه به این مساله اهمیت زیادی دارد و در این کار باید ضوابط به شدت رعایت شود."(5)
و در ادامه تصریح می کنند: "...مواضعی که دستگاه رهبری اعلام می کند بر طبق قانون اساسی سیاست های اصلی نظام را تشکیل می دهد و کسانی که با این مواضع در مواقع حساس صریحاً مخالفت می کنند بدون شک با اصل ولایت فقیه ضدیت دارند "(6) و البته هشدار می دهند که : " اتهام به ضد ولایت فقیه بودن مساله آسانی نیست و نمی توان هر کسی را به صرف اندک چیزی به ضد ولایت فقیه متهم کرد، ضدیت با ولایت فقیه شواهد و ضوابطی دارد و جهات اخلاقی بایدبه دقت رعایت شود."(7)
رهبر حکیم انقلاب همچنین تاکید می کنند:" باید ملاک اصلی در نظرها و تصمیم گیری های شورای نگهبان، فقط قانون و ضابطه باشد و نباید به هیچ وجه به مصلحت اندیشی ها توجه شود."(8) و یادآور می شوند:" چگونه می توان به فردی که اعتقاد چندانی به مبانی نظام اسلامی ندارد و از لحاظ سیاسی دلبستگی او به مسائل کشور کم تر از دلبستگی به مصالح بیگانگان است، اجازه داد در مسند قانونگذاری یا در رأس دستگاه اجرایی قرار گیرد؟" (9)
ایشان بررسی صلاحیت ها را در انتخابات، "وظیفه" برمی شمارند و با اشاره به تبلیغات سوء بیگانگان و برخی جریان های داخلی که دل خوشی از نظام اسلامی ندارند، تأکید می کنند:" شورای نگهبان و هیأت های نظارت بدون توجه به این جو سازی ها، وظیفه خود را به درستی و براساس معیارها انجام دهند". (10)
حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر این که معیارهای اصلی در ادای وظایف شورای نگهبان، قانون است، خاطرنشان می کنند: "نباید از این معیارها تخطی، و غفلت و در آن کوتاهی شود؛ ضمن آن که نباید سلایق، گرایش های سیاسی و جناحی، سفارش و توصیه ها، و مصلحت اندیشی به هیچ وجه در تشخیص صلاحیت و سایر امور نظارتی دخالت داده شود." (11). معظم له با تاکید بر این که هرگونه بررسی شورای نگهبان باید با دقت، متقن و به گونه ای باشد که حق کسی ضایع نشود در توصیه ای تعیین کننده هشدار می دهند :" شورای نگهبان نباید در مقابل کسانی که می خواهند گردن کلفتی نمایند کوتاه بیاید." (12)
جان کلام این که به تصریح مقام معظم رهبری" جنجال علیه نظارت استصوابى، یکى از مباحث بىمبنا و بىریشه است که با هدف تضعیف شوراى نگهبان و نفوذ دادن عناصر مخالف با اسلام و امام و نظام در ارکان قانونگذارى کشور انجام مىشود؛ و این بلایى است که در یک دوره، بر سر علماى طراز اول آوردند و تصور مىکنند که امروز هم مىتوانند همان بلا را بر سر شوراى نگهبان بیاورند؛ اما آن ها در خطا و اشتباه به سر مىبرند و به طور قطع و یقین چنین چیزى تحقق نخواهد یافت".(13) نکته پایانی هم این که نقش شورای محترم نگهبان در این میان بسیار حساس و تاثیرگذار است و واکنش های اقناعی و مدبرانه این شورا به اعتراض ها و پرسش ها، اطلاع رسانی دقیق و به موقع به مردم، دقت نظر در مواضع، بیانیه ها و مصاحبه ها می تواند انتخاباتی سالم و باشکوه همراه با حضور حداکثری مردم و انتخاباتی هدفمند را به ارمغان آورد.
پی نوشت ها
1. برای نمونه رک: امام خمینی، تحریرالوسیله, ج2، ص 84
2. سیدمحمد خاتمی، کیهان، 13/3/1360
3. ماده 3 اصلاحی قانون انتخابات، مصوب 4/5/1374
4. در دیدار هیات مرکزی نظارت بر انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی،????/??/??
75- همان
8. در دیداراعضای شورای نگهبان قانون اساسی و مسؤولان بخش های نظارتی ،
????/??/??
11-9 همان
12. در دیدار اعضای شورای نگهبان ،????/??/??
13. در دیدار ده ها تن از ناشران داخلى ، ????/??/??
اگرچه به دلایلی انگیزه وبلاگ نویسی ام کم شده است اما بد ندیدم درباره مطلبی دوباره بنویسم. چند سال پیش در درس رسائل یکی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم که چندصد نفر در آن شرکت می کردند حضور داشتم. استاد پس از پایان درس سفره دلش را گشود و پس از انتقادات شدید خطاب به یکی از مسئولان اسبق ,با دلی شکسته گفت: تا انتقاد می کنی یک عده می گویند فلانی هم ضد انقلاب شده؛ در حالی که من ضد انحرافم نه ضد انقلاب.
از آن زمان حدود شش سال می گذرد و من هر روز با مصادیق بیشتری از مسئولانی آشنا می شوم که به رغم تدین و دلسوزی، قبای مدیریت بر اندامشان کمی تا قسمتی گشاد است و با بی تدبیری های خود باعث بدبینی افراد به دین و متدینان و نظام می شوند. نمونه کوچکش را در جریان برف و سرمای اخیر دیدیم. برف و سرمای شدید در مرحله نخست چنان طاقت فرسا و هشدار دهنده بود که هیات دولت در اقدامی سنجیده و واقع بینانه تمام ادارات و مدارس و دانشگاه های تهران را به مدت دو روز تعطیل کرد و دردیگر استان ها تصمیم گیری را به استانداران واگذار کرد. در این میان برخی استانداران مناطق سرمازده با تصمیمی منطقی ادارات و مدارس را تعطیل کردند تا مانع تحمیل فشار و آزار و اذیت مردم و خدای ناکرده بروز حوادثی برای آنها شوند. اما بودند استاندارانی که همه را شرمنده تدبیر خود نمودند و ثابت کردند که لیاقت همراهی با دولت سختکوش احمدی نژآد را ندارند از جمله استاندار محترم قم که به رغم بارش بسیار سنگین برف و سرمای طاقت فرسای هوا که طی سالیان اخیر بی سابقه بوده اعلام کرد که در راستای خدمت هر چه بیشتر به مردم ادارات باید راس ساعت مقرر آغاز به کار کنند و کارمندان مظلوم هم باید سر ساعت در محل کار حاضر باشند! این تصمیم کارمندان و مردم استان قم را به شدت متحیر کرد و باعث طرح این سوال از جانب آنان شد که استاندار محترم در چه عالمی سیر می کند؟!
تصمیم جناب استاندار از این جهت خنده دار بود که اولا در استان همسایه (تهران) به رغم وضعیت تقریبا مشابه دو روز تعطیل کامل اعلام شده بود و انتظار می رفت که در قم نیز اگر نه دو روز، دستکم یک روز تعطیل اعلام شود و در بدترین حالت حداقل ادارات با چند ساعت تاخیر آغاز به کار کنند.
ثانیا در آن وضعیت به شدت سرد با خیابانهای کاملا یخ زده و پرخطر و فقدان وحشتناک تاکسی و وسایل نقلیه عمومی کارمند مظلوم چگونه می تواند خود را آن هم ساعت 7 بامداد به سر کار برساند؟!!
ثالثا به فرض ادارات هم در موعد مقرر امکان فعالیت داشته باشند کدام ارباب رجوعی در آن وضعیت و در آن ساعت به ادرات مراجعه می کند؟!! خنده دار این بود که استاندار روزهای دیگر را چند ساعت تعطیل کرد!!

نمونه دیگرش را در یکی از نشریات دیده ام. گاهی کارمندان را از ساعت هفت صبح تا پنج فردا صبح(22 ساعت!!) ملزم به فعالیت می کنند ؛ آن هم به صورت مداوم و بدون کمترین استراحتی!! جالب تر اینکه پس از 22 ساعت کار مداوم و بدون استراحت – و حتی در مواردی بدون شام!!- آن ها را ملزم می کنند تا ساعت هفت همان روز ( هفت صبح!! یعنی فقط دو ساعت فاصله!!)مجددا یک شیفت کاری کار کنند!! جالبتر اینکه وقتی کارمند بیچاره بخت برگشته می گوید پس از 22 ساعت کار طاقت فرسا با این شرایط دستکم مقداری استراحت بدهید ، آقایانی که از اون ور بام تدین پایین افتاده اند می گویند : استغفرا...؛ جواب قبر و قیامت را چه بدهیم!!
شاید در آینده در این باره بیشتر نوشتم. به راستی یک انسان بی تفاوت با دیدن این گونه رفتارها از کسانی که به تدین و اصولگرایی شناخته می شوند چه دیدی پیدا می کند؟! آیا کسانی که با بی تدبیری خود باعث بدبینی عده ای دیگر به دین و متدینان می شوند، برای شب اول قبر خود جواب قانع کننده ای آماده کرده اند؟! چه خوش گفت شاعر شیرین سخن که:
زهد با نیت پاک است نه با جامه پاک ای بس آلوده که پاکیزه ردایی دارد