سفارش تبلیغ
صبا
از دست شدن دوستان ، غربت است . [نهج البلاغه]
مرتضی رضاییان - مشق شب
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
اوقات شرعی

  • بازدید امروز: 5
  • بازدید دیروز: 4
  • مجموع بازدیدها: 117650
    » درباره من
    مرتضی رضاییان - مشق شب
    مرتضی رضاییان

    » برخی مقالات من در رسانه های دیگر
    مقاله مندرج من در اعتماد که از کیهان سرک کشید! [284]
    شرایط ویژه ادعای مخالفان [125]
    کدام شرایط ویژه؟! [109]
    پلورالیسم رسانه‏ای وچمدانهای دلار [143]
    بخشنامه ای برای سلامتی [121]
    آب را گل نکنید [204]
    شاگرد ممتاز مکتب روح الله [263]
    این هم یکی دیگر از جلوه های اصولگرایی [183]
    آب را گل نکنید! [127]
    دو تابلو در برابر شورای شهر سوم [169]
    پلورالیسم رسانه‏ای و چمدانهای دلار [161]
    کدام شرایط ویژه [168]
    از انرژی هسته‏ای تا چای و خرما [232]
    کدام شرایط ویژه [123]
    عرصه فرهنگ؛ چشم انتظار تحولی اساسی [160]
    [آرشیو(36)]


    » آرشیو مطالب
    سیاسی
    فرهنگی

    » لوگوی وبلاگ


    » لینک دوستان
    پیاده تا عرش
    پیامبر اعظم(ص)
    مشق شب
    قاسم روانبخش میبدی
    سید مصطفی میرمحمدی میبدی
    محمدحسین رنجبران
    کوکب هدایت
    آب و آتش
    شاهراه عدالت
    محمد مبینی

    » طراح قالب

        

    »» قبای گشاد مدیریت

    اگرچه به دلایلی انگیزه وبلاگ نویسی ام کم شده است اما بد ندیدم درباره مطلبی دوباره بنویسم. چند سال پیش در درس رسائل یکی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم که چندصد نفر در آن شرکت می کردند حضور داشتم. استاد پس از پایان درس سفره دلش را گشود و پس از انتقادات شدید خطاب به یکی از مسئولان اسبق ,با دلی شکسته گفت: تا انتقاد می کنی یک عده می گویند فلانی هم ضد انقلاب شده؛ در حالی که من ضد انحرافم نه ضد انقلاب.
    از آن زمان حدود شش سال می گذرد و من هر روز با مصادیق بیشتری از مسئولانی آشنا می شوم که به رغم تدین و دلسوزی، قبای مدیریت بر اندامشان کمی تا قسمتی گشاد است و با بی تدبیری های خود باعث بدبینی افراد به دین و متدینان و نظام می شوند. نمونه کوچکش را در جریان برف و سرمای اخیر دیدیم. برف و سرمای شدید در مرحله نخست چنان طاقت فرسا و هشدار دهنده بود که هیات دولت در اقدامی سنجیده و واقع بینانه تمام ادارات و مدارس و دانشگاه های  تهران را  به مدت دو روز تعطیل کرد و دردیگر استان ها تصمیم گیری را به استانداران واگذار کرد. در این میان برخی استانداران مناطق سرمازده با تصمیمی منطقی ادارات و مدارس را تعطیل کردند تا مانع تحمیل فشار و آزار و اذیت مردم و خدای ناکرده بروز حوادثی برای آنها شوند. اما بودند استاندارانی  که همه را شرمنده تدبیر خود نمودند و ثابت کردند که لیاقت همراهی با دولت سختکوش احمدی نژآد را ندارند از جمله استاندار محترم قم که به رغم بارش بسیار سنگین برف و سرمای طاقت فرسای هوا که طی سالیان اخیر بی سابقه بوده اعلام کرد که در راستای خدمت هر چه بیشتر به مردم ادارات باید راس ساعت مقرر آغاز به کار کنند و کارمندان مظلوم هم باید سر ساعت در محل کار حاضر باشند! این تصمیم  کارمندان و مردم استان قم را به شدت متحیر کرد و باعث طرح این سوال از جانب آنان شد که استاندار محترم در چه عالمی سیر می کند؟!
    تصمیم جناب استاندار از این جهت خنده دار بود که اولا در
    استان همسایه (تهران) به رغم وضعیت تقریبا مشابه دو روز تعطیل کامل اعلام شده بود و انتظار می رفت که در قم نیز اگر نه دو روز، دستکم یک روز تعطیل اعلام شود و در بدترین حالت حداقل ادارات با چند ساعت تاخیر آغاز به کار کنند.
    ثانیا در آن وضعیت
    به شدت سرد با خیابانهای کاملا یخ زده و پرخطر و فقدان وحشتناک تاکسی و وسایل نقلیه عمومی کارمند مظلوم چگونه می تواند خود را آن هم ساعت 7 بامداد به سر کار برساند؟!!
    ثالثا به فرض ادارات هم در  موعد مقرر امکان فعالیت داشته باشند کدام ارباب رجوعی در آن وضعیت و در آن ساعت به ادرات مراجعه می کند؟!! خنده دار این بود که استاندار روزهای دیگر را چند ساعت تعطیل کرد!!


    نمونه دیگرش را در یکی از نشریات دیده ام. گاهی کارمندان را از ساعت هفت صبح تا پنج فردا صبح(22 ساعت!!) ملزم به فعالیت می کنند ؛ آن هم به صورت مداوم و بدون کمترین استراحتی!! جالب تر اینکه پس از 22 ساعت کار مداوم و بدون استراحت
    و حتی در مواردی بدون شام!!- آن ها را ملزم می کنند تا ساعت هفت همان روز ( هفت صبح!! یعنی فقط دو ساعت فاصله!!)مجددا یک شیفت کاری کار کنند!! جالبتر اینکه وقتی کارمند بیچاره بخت برگشته می گوید پس از 22 ساعت کار طاقت فرسا با این شرایط دستکم مقداری استراحت بدهید ، آقایانی که از اون ور بام تدین پایین افتاده اند می گویند : استغفرا...؛ جواب قبر و قیامت را چه بدهیم!!
    شاید در آینده در این باره بیشتر نوشتم. به راستی یک انسان بی تفاوت با دیدن این گونه رفتارها از کسانی که به تدین و اصولگرایی شناخته می شوند چه دیدی پیدا می کند؟! آیا کسانی که با بی تدبیری خود باعث بدبینی عده ای دیگر به دین و متدینان می شوند، برای شب اول قبر خود جواب قانع کننده ای آماده کرده اند؟! چه خوش گفت شاعر شیرین سخن که:
    زهد با نیت پاک است نه با جامه پاک                 ای بس آلوده که پاکیزه ردایی دارد

     



    نوشته های دیگران ()
    نویسنده متن فوق: » مرتضی رضاییان ( شنبه 86/10/29 :: ساعت 9:42 عصر )
    »» گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار!

    آیت الله هاشمی شاهرودی در روزهای نخست تصدی مسئولیت قوه قضاییه این قوه را "ویرانه" ای خواند که باید بازسازی شود؛ اما در مدت زمامداری ایشان برخی عملکردها ، موضعگیری ها و احکام صادره از سوی این نهاد چنان غیرمتعارف بوده است که  بسیاری ازکارشناسان و دلسوزان معتقدند نه تنها اصلاح چشمگیر و قابل دفاعی در این "ویرانه" به چشم نمی خورد؛ بلکه با کمال تاسف در مواردی با شتاب بیش تری در مسیر ناصواب به پیش می رود.  بررسی عملکرد این نهاد دررابطه با مفسدان دانه درشت اقتصادی به رغم تاکیدات فراوان مقام معظم رهبری، پرونده های کلان زمین خواری، متهمان به جاسوسی به ویژه آقای موسویان، و ...به خوبی بر این ادعا مهر تایید می زند که متاسفانه  عملکرد قوه قضاییه دست کم در موارد قابل توجهی درشان نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.
     در آخرین مورد از احکام غیرقابل دفاع این نهاد عالی قضایی پس از پرونده آقای موسویان و نیز زمین خواری گسترده سیرجان، می توان به حکم تاسف آور دادگاه در محکومیت رئیس بسیجی دانشگاه یزد اشاره کرد. ماجرا از این قرار است که در سال 73 بسیجیان شهرستان تفت یکی از استادان دانشگاه یزد را به اتهام مسائل غیراخلاقی بازداشت می کنند و وی پس از محاکمه با حکم رئیس وقت دادگستری این شهرستان به 50 ضربه شلاق  محکوم می شود!  در ادامه هم هیات انتظامی دانشگاه یزد با صدور حکمی قاطع  رای به اخراج این استاد خلافکار از دانشگاه می دهد. اما جالب اینجااست که  دیوان عدالت اداری  به جای دفاع از متدینان و هیات انتظامی دانشگاه به دفاع از استاد فاسد برمی خیزد و به بازگشت این فرد به دانشگاه رای می دهد! متعاقب صدور این حکم، اساتید و دانشجویان غیرتمند دانشگاه یزد به اعتراضی گسترده دست می زنند و تحصنی باشکوه را در مسجد این دانشگاه شکل می دهند. به دنبال موج اعتراضات دانشجویی ، دکتر میبدی- رییس بسیجی دانشگاه یزد – نیز مانع  بازگشت استاد متخلف به دانشگاه می شود و این تصمیم عقلانی، از سوی وزیرمحترم علوم هم مورد تأیید قرار می گیرد.
    شرم آور این جا است که در پی شکایت استاد اخراجی ، دادگاه جزایی استان  رای به محکومیت  رییس دانشگاه یزد می دهد و در اوج بهت و ناباوری مردم و  خانواده های شهدا، این مرد خدوم و انقلابی را به انفصال از خدمات دولتی- به مدت یکسال – می کند!!
     البته صدور اینگونه احکام تاسف آور از نهادی که  عده فراوانی از مدیرانش به روشنفکرنمایی مبتلا شده اند چندان عجیب نیست و لا جرم گستاخی روزافزون هتاکان و دست اندازان به ناموس و شرف جامعه نیز نباید شگفت آور باشد. هنگامی که دستگاه قضایی به جای برخورد قاطع با سارقان اخلاق و عفت جامعه، - اگر چه به اشتباه - به نیروهای خودی می تازد و به جای حمایت از مدافعان حیا و ناموس جامعه و دانشگاه آنان را محکوم می کند نباید انتظار کاهش جرم و جنایت های ناموسی و اخلاقی داشت.
     متاسفانه استان دارالعباده یزد که مردمانش به پارسایی و دین باوری شهره اند و حجاب و عفت بانوانش مایه افتخار هر ایرانی مسلمان و باغیرتی است در اثر کوته بینی برخی مسئولان و سهل انگاری های آنان روزهای سختی را تجربه می کند. روزهایی که عده ای خودباخته آزادانه و بی هیچ دغدغه ای در محیط شهر و دانشگاه گرد بی عفتی و بی حیایی می پراکنند و در این راه شرم آور هراسی هم به دل راه نمی دهند ؛ چرا که دیده اند به جای متهم شاکی را محکوم می کنند و متهم آزادانه به اعمال خود ادامه می دهد و... . مسئولان قضایی باید بدانند که مردم شریف استان یزد هیچ گاه سهل انگاری های  فراوان آنان در پاسداشت  فضای مذهبی و عفیف این دیار را از یاد نخواهند برد و آنان را- اگر چه غیرمستقیم و ناخواسته- در گسترش  برخی نابسامانی های اخلاقی در این استان سهیم می دانند.

     



    نوشته های دیگران ()
    نویسنده متن فوق: » مرتضی رضاییان ( جمعه 86/10/21 :: ساعت 6:29 عصر )
    <      1   2   3   4   5   >>   >

    »» لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    نجیب
    بی مقدمه
    شیخ انصاری، آن نمایندگان و این نماینده !
    [عناوین آرشیوشده]