سفارش تبلیغ
صبا
هرگاه یکی از شما از چیزی که نمی داند، پرسیده شود، از گفتن «نمی دانم» خجالت نکشد . [امام علی علیه السلام]
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ مردم یزد - مشق شب
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
اوقات شرعی

  • بازدید امروز: 5
  • بازدید دیروز: 4
  • مجموع بازدیدها: 117650
    » درباره من
    بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ مردم یزد - مشق شب
    مرتضی رضاییان

    » برخی مقالات من در رسانه های دیگر
    مقاله مندرج من در اعتماد که از کیهان سرک کشید! [284]
    شرایط ویژه ادعای مخالفان [125]
    کدام شرایط ویژه؟! [109]
    پلورالیسم رسانه‏ای وچمدانهای دلار [143]
    بخشنامه ای برای سلامتی [121]
    آب را گل نکنید [204]
    شاگرد ممتاز مکتب روح الله [263]
    این هم یکی دیگر از جلوه های اصولگرایی [183]
    آب را گل نکنید! [127]
    دو تابلو در برابر شورای شهر سوم [169]
    پلورالیسم رسانه‏ای و چمدانهای دلار [161]
    کدام شرایط ویژه [168]
    از انرژی هسته‏ای تا چای و خرما [232]
    کدام شرایط ویژه [123]
    عرصه فرهنگ؛ چشم انتظار تحولی اساسی [160]
    [آرشیو(36)]


    » آرشیو مطالب
    سیاسی
    فرهنگی

    » لوگوی وبلاگ


    » لینک دوستان
    پیاده تا عرش
    پیامبر اعظم(ص)
    مشق شب
    قاسم روانبخش میبدی
    سید مصطفی میرمحمدی میبدی
    محمدحسین رنجبران
    کوکب هدایت
    آب و آتش
    شاهراه عدالت
    محمد مبینی

    » طراح قالب

        

    »» بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ مردم یزد
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

    والحمدللَّه ربّ العالمین والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیةاللَّه فى الأرضین.

    خیلى خوشحالم و خداى متعال را سپاسگزارم که این توفیق را عنایت فرمود که در میان جمع صمیمى، باصفا و مؤمن و متدین مردم عزیز یزد، بتوانم حضور پیدا کنم و این وظیفه‏اى را که مدتهاست بر دوش احساس میکردم براى سفر به نزد شما مردم عزیز، انجام بدهم.

    شهر شما و استان شما - برادران و خواهران عزیز یزدى! - مرکز دانش، مرکز هنر، مرکز کار و تلاش و ابتکار، مرکز ایمان و دین‏باورى است. همواره مردم عزیز شهر یزد و استان یزد را به عنوان مردمى بااستعداد، نجیب، سرشار از ایمان و باور دینى، سرشار از نیروى کار و ابتکار و تحرک و آماده در همه‏ى میدانهائى که در طول تاریخ معاصر ما از ملت ایران انتظار میرفته است، هم قبل از انقلاب به چشم دیدیم؛ تجربه کردیم، هم بعد از پیروزى انقلاب، مردم یزد درخشیدند؛ در عرصه‏هاى دفاع مقدس، در عرصه‏ى دفاع از هویت انقلاب اسلامى و پس از پایان دفاع مقدس، تا امروز هم در عرصه‏ى دفاع از ارزشهائى که مورد تهاجم سیاسى و فرهنگى دشمنان قرار گرفته بود. در همه‏ى این میدانها، مردم عزیز یزد را پابه‏رکاب، آماده‏به‏کار، کمربسته و داراى عزم و تصمیم مشاهده کردیم و آزمودیم.

    من فراموش نمیکنم آن روزهائى که هنوز ملت ایران شهد پیروزى را نچشیده بود؛ مردم شهرهاى مختلف این کشور هر کدام به قدر توانائى‏شان، به قدر همتشان براى به سرانجام رساندن این حرکت عظیم کارى میکردند، من آمدم یزد. وضعیتى که در شهر یزد من دیدم، براى من شگفت‏آور بود. آن روحیه‏ى پرتپش انقلابى در کنار نظم و انضباط و آرامش و متانت. در این شهر من مرحوم آیةاللَّه شهید صدوقى را - در آن دوره نه به عنوان فقط یک روحانى برجسته در یک شهر بلکه به عنوان یک رهبر دینى و سیاسى و فرهنگى؛ یک رهبر انقلابى تمام‏عیار در این شهر یزد و در شهرهاى سرتاسر استان - مشاهده کردم و احساس کردم. چند روزى من در یزد بودم، وضع شهر را دیدم. از تبعید مى‏آمدم، شهرهاى دیگر را هم دیده بودم و بعد دیدم؛ اما وضع یزد بدون اغراق یک وضع استثنائى بود. درباره‏ى مناقب مردم عزیز یزد لازم است مثل منى آنچه را که مى‏بیند و میداند و احساس میکند، مخلصانه با شما مردم یزد و با ملت ایران - آنچه لازم است - در میان گذارد.

    من همواره در همه‏ى شهرهاى این کشور با مردم وقتى مواجه شدم، بر روى این مطلب تکیه کردم که مردم ما - این مردمِ داراى ریشه‏هاى عمیق تاریخى، علمى و فرهنگى و سیاسى - باید شناسنامه‏ى خودشان را، شهر خودشان را بدرستى و دقت بشناسند؛ قدر خودشان را بدانند. اگر از مناقب شهر یزد و مردم یزد و استان یزد سخن میگوئیم، براى این است.

    عزیزان من! دهها سال دشمنان این ملت سعى کرده‏اند شناسنامه‏هاى تاریخى ما را پاره کنند، امحاء کنند، از بین ببرند. ما را با یک ملت بى‏ریشه اشتباه گرفتند؛ ما را با ملتهائى که نه تاریخ دارند، نه سابقه‏ى تمدن دارند، نه طومار بلندى از نام عالمان و دانشمندان و هنرمندان در طول تاریخ دارند، اشتباه گرفتند؛ با ما بد رفتار کردند. یک عده هم از میان خود ما متأسفانه فریب خوردند، قضاوت دشمن را درباره‏ى ملت ایران و درباره‏ى مردم ایران پذیرفتند.

    شهر یزد همانطورى که اشاره کردم، شهر علم است. نام آوردن از علماى یزد در رشته‏هاى مختلف علوم، بخصوص علوم دینى، ساعتها وقت میبرد که انسان فقط اسم اینها را بیاورد و یاد مختصرى از آنها بکند. این فقط مربوط به گذشته نیست. زمان خود ما، در دوران تحصیلات دینى خود ما، در دوران فعالیتهاى اجتماعى خود ما، در همین استان، علماى برجسته، شخصیتهاى برجسته، چهره‏هاى درخشان بودند. امروز هم وقتى نگاه میکنیم، مى‏بینیم استان یزد در طول چهارده سال پى‏درپى بیشترین نسبت قبولى در دانشگاهها را نسبت به شرکت‏کنندگان در کنکور سراسرى کشور ارائه دادند. این چیز کمى نیست، این نشان‏دهنده‏ى این است که استعداد علمى، استعداد دانشمند شدن، استعداد نخبه شدن، استعداد تبدیل شدن به بازوان توانا و مغزهاى متفکرى که میتواند این ملت را تکان بدهد و به سوى آینده‏اى که انقلاب اسلامى براى او ترسیم کرده است به پیش ببرد، در این استان فراوان است. جوان یزدى، مرد و زن یزدى، روحانى یزدى، روشنفکر یزدى، استاد یزدى باید قدر این استعداد را بداند. و همه بدانند که شکر این نعمت، در شناختن آن، در به کار گرفتن آن، در راه‏اندازى آن است.

    تجربه‏ى مردم یزد و استان یزد در دفاع مقدس هم تجربه‏ى موفقى بود. مردم یزد تو خانه‏ها ننشستند تا براى پیروزى رزمندگان فقط دعا کنند؛ وارد میدان جنگ شدند. من فراموش نمیکنم در جبهه‏ى نبرد، تیپ الغدیر و پادگان الغدیر یزدیها یکى از بهترین، قوى‏ترین، پرخطرپذیرترین و منضبطترین مجموعه‏هاى نظامى‏اى بود که ما در میدان جنگ دیدیم. شهداى برجسته‏ى شما، جانبازان شما، آزادگان سرافراز شما، خانواده‏هاى صبور آنها، همه شواهد صدقى هستند بر این حضور شجاعانه‏ى مردم یزد در میدان خطر، آنوقتى که به آنها نیاز هست.

    در دانشگاه خوبید، در میدان جنگ خوبید، در میدان صنعت خوبید، در میدان کشاورزى هم با وجود خشکى طبیعى این منطقه و این اقلیم، خوبید. یک یزدى چشمه‏ى آبى اگر در گوشه‏اى پیدا میکند که ساعتى به قدر یک سطل کوچک از آن آب مى‏آید، همین آب را قدردانى میکند، هدایت میکند؛ با او یک کشتزار را، یک مزرعه را، یک باغ را به وجود مى‏آورد و از برکات آن، خود و دیگران را برخوردار میکند. اینها خیلى قیمت دارد؛ سختکوشى.

    پنجاه سال قبل من در عراق باغستانهائى را دیدم بین کربلا و نجف؛ همه‏ى مردم عراق - آنهائى که ما دیدیم - میدانستند اینها کار یزدیهاست. گفتند یزدیها از ایران آمده‏اند این باغستانهاى بین کربلا و نجف را در آن منطقه‏اى که کار و تلاش خیلى معنى ندارد، انجام دادند. هرجا در سرتاسر کشور رفتند، این سختکوشى خودش را نشان داده است؛ سختکوشى همراه با قناعت.

    من درباره‏ى اسراف با مردم عزیز کشورمان بارها صحبت کردم؛ در نماز(1) گذشته هم همین مطلب را بیان کردم، از مردم خواستم. یکى از آن‏جاهائى که میتواند در مورد اجتناب از اسراف الگو قرار بگیرد، شهر شما و استان شماست. البته این را در پرانتز عرض بکنیم؛ این خوىِ طبیعى این مردم است، به شرط اینکه عارضه‏ى اشرافیگرى، خود را تحمیل نکند. اشرافیگرى مثل یک بیمارى است. بر هر کجا که وارد شد، بسیارى از خویهاى مستحسن و پسندیده را تحت‏الشعاع قرار میدهد، کم‏کم آنها را ضعیف میکند و شاید از بین میبرد. اسیر اشرافیگرى نباید بشویم ما مردم ایران.

    خوى طبیعى یزدى قناعت است؛ سختکوشى است. در کنار آن - آن هم با آن استعدادى که شرح دادم در زمینه‏هاى مختلف - علمش و هنرش است. این آثار معمارى، همین مجموعه‏ى معمارى بسیار زیبائى که الان در آنجا هستیم، این مجموعه‏ى امیر چخماق، مسجد جامع و سایر مراکزى که در این شهر و در این استان وجود دارد، نشاندهنده‏ى ذوق هنرى‏اى است که در طول تاریخ ماندگار است، بومى است؛ میراثهاى بومى یک شهر و یک استان است.

    خوب، من از همه‏ى اینها یک مطلب را میخواهم استحصال کنم و این را زمینه‏ى بحث کوتاهى که میخواهم با شما بکنم، قرار بدهم و او اعتماد به نفس است. یزدیها جزو خصوصیاتشان این است: اعتماد به نفس دارند. اینى که شما مى‏بینید در شهر غربت، در کشور غریب، در بیابانهاى بین کربلا و نجف، در هر نقطه‏ى دیگر از این کشور، یک نفر یزدى وقتى که آنجا میتواند جاى پاى خود را محکم کند، شروع میکند به تولید و سازندگى و تولید ثروت، همراه با همان خصوصیات مثبتى که گفته شد، این ناشى از اعتماد به نفس است.

    من امروز میخواهم به شما و همه‏ى ملت ایران عرض بکنم ملت ما یکى از داروهاى بسیار لازم و مؤثرى که نیاز دارد - داروى روحى و فکرى - و باید این را در میان خود توسعه و ترویج کند، داروى اعتماد به نفس است. ملت ایران باید اعتماد به نفسى را که به برکت انقلاب و به برکت ایستادگى در میدان پرخطر انقلاب به دست آورد و بعد در میدان دفاع مقدس با همه‏ى آن مشکلات با ایستادگى خود، این اعتماد به نفس در او تقویت شد، این اعتماد به نفس را باید حفظ کند. این اعتماد به نفس، به ملت ایران این جرئت را، این همت را، این توانائى را میدهد که این راه طولانىِ تا آرمانهاى ترسیم‏شده‏ى براى جامعه‏ى اسلامى را طى بکند؛ بدون او نمیشود. بدون اعتماد به نفس نمیشود این راه را رفت.

    برادران و خواهران عزیز من! انقلاب ما فقط این نبود که یک حکومتى برود، یک حکومتى بیاید قدرت را به جاى او در دست بگیرد. مسئله این نبود. اگر این بود، ملت با این فداکارى چرا وارد میدان بشود؟ خوب، دو گروه با هم رقابت مى‏کنند؛ یکى مى‏آید علیه آن یکى. مثل اینکه مى‏بینید در کشورهاى دیگر؛ وارد میدان میشوند، میزنند یا میبرند یا میبازند. اینى که یک ملت با همه‏ى وجود، با همه‏ى تن و جان، با همه‏ى توان، با جوانش، با مالش وارد میدان میشود، این معناش این است که این حرکتى که دارد اتفاق مى‏افتد، فقط دست به دست شدن قدرت بین دو گروه نیست؛ این یک تحول عظیم، متوجه و معطوف به یک سلسله آرمانهاى مردمى و ملى است؛ معناش این است.

    انقلاب ما یک آرمانهائى را ترسیم کرد. مردم مؤمن ما وقتى به هدایت دین خودشان نگاه کردند، دیدند این آرمانها همان چیزهائى است که به آن نیاز دارند. لذا در راه او حرکت کردند؛ جوانشان را هم دادند، جانشان را هم دادند، مالشان را هم دادند، پاش ایستادند. ما میخواهیم به این آرمانها برسیم. این آرمانها چیست؟ اگر در یک جمله بخواهیم این آرمانها را بگوئیم، «جامعه‏ى اسلامى» است. ما امروز در راه جامعه‏ى اسلامى داریم حرکت مى‏کنیم.

    جامعه‏ى اسلامى آن جامعه‏اى است که در او عدالت به نحو کامل استقرار داشته باشد؛ اخلاق اسلامى به صورت گسترده در میان مردم وجود داشته باشد؛ مردمان همان ترازى را به دست بیاورند که پیامبران الهى میخواستند این تراز ساخته بشود در میان جامعه‏ى اسلامى؛ قدرتمند، شجاع، عزیز، برخوردار از مواهب زندگى و در عین حال عبد خدا؛ تسلیم اراده‏ى پروردگار. آزادى حقیقى براى یک ملت و براى یک انسان این است که اراده‏ى خودش را، همت خودش را، نیرو و توان خودش را به کار بیندازد براى بهروزى خود و آن بهروزى را در عبودیت خدا و بندگى خدا ببیند. ما دنبال این هستیم.

    امروز خلأ بزرگ دنیاى لیبرال دموکراسى غرب همین است. کارخانه‏ها را زیاد کردند، چرخهاى گردنده را زیاد کردند، دامنه‏ى علم را گسترش دادند؛ اما عدالت اجتماعى را نتوانستند تأمین کنند. اخلاق انسانى به انحطاط کشیده شده؛ این حرفى نیست که من اینجا بگویم. مگر میشود در یک تریبون و منبر جهانى، که امروز این حرفها در دنیا منعکس میشود، چیزى برخلاف آنچه که احساس مردم آن کشورهاست، بر زبان آورد؛ حرفى است که خودشان میزنند.

    امروز بحران اخلاقى گریبانگیر لیبرال دموکراسى غرب است. امروز بحران جنسى، بحران اقتصادى، بحران اخلاقى، بحران خانوادگى، گرفتاریهاى همان کشورهائى است که از لحاظ علمى چشم تاریخ را خیره کردند از پیشرفتهاى خودشان.

    بشر سعادتمندى‏اش به این نیست که دانش او پیشرفت کند - دانش ابزار سعادت است - سعادت بشر به آسایش فکر است، به آسایش روح است، به زندگى بى‏دغدغه است، به زندگى همراه با امنیت اخلاقى و معنوى و مادى است، به احساس عدالت در جامعه است. این را غرب ندارد؛ نه اینکه ندارد، روزبه‏روز هم از او دارد دورتر میشود. ما این را براى نشان دادن به دنیا به عنوان آرمان خودمان ترسیم کردیم؛ ما نکردیم، خدا کرد. ملت ایران به اقتضاى ایمان خود به این راه، دنبال این راه افتاد.

    برادران و خواهران عزیز من! مردم عزیز یزد! ملت عزیز ایران! اگر بخواهیم به آن آرمان برسیم، احتیاج دارد به اعتماد به نفس. باید بگوئیم میتوانیم؛ همچنانیکه تا امروز آن کارهائى را که اراده‏ى ملى به آن تعلق گرفت، توانستیم انجام بدهیم. مگر شوخى بود در یک کشورى که زیر فشار استکبار و استعمار است، فاسدترین حکومتهاى جهان بر آن حکومت میکند و شرق و غرب عالم، منافعشان را در حکومت آن خاندان منحوس مى‏بینند، این خاندان را به زیر کشیدن؛ بنیاد پوشالى حکومت سلطنتى موروثى را بکلى از بین بردن؛ یک نظام مردمى، متکى به آراء ملت، متکى به عواطف مردم، در یک چنین کشور استبدادزده‏ى در طول قرنهاى متمادى به وجود آوردن؛ این کار شوخى است؟! این کار را ملت ایران کرد. امروز در این منطقه، هیچ کشورى از لحاظ اتکاء به آراء و عواطف مردم، به جمهورى اسلامى نمیرسد.

    انسان غصه میخورد که بعضیها به خاطر ملاحظات سیاسى - ملاحظات جناحى باید بگویم - جورى حرف میزنند که گوئى در این مملکت دموکراسى، مردم‏سالارى نیست. این بى‏انصافى است. بیست و هشت سال است که این ملت هر سال به طور متوسط یک انتخابات دارد؛ انتخابات آزاد، انتخابات از روى عقلانیت، انتخابات با حضور گسترده‏ى مردم، داراى نوسان، با حضور گرایشهاى مختلف. چرا براى دلخوشى دشمنانمان که سعى میکنند انکار کنند وجود دموکراسى در سایه‏ى اسلام را و مرتباً منفى‏بافى میکنند، ما هم همان حرفهاى آنها را تکرار کنیم؟

    ملت ایران با اعتماد به نفس خود این بناى مبارک را گذاشت؛ توانست مردم‏سالارى را به وجود بیاورد، آن هم با یک شیوه‏ى تازه و بى‏سابقه؛ مردم‏سالارى دینى. در همه‏ى جاى دنیا دموکراسیها در یک چهارچوب قرار دارند. هیچ جا وجود ندارد که یک دموکراسى‏اى باشد، اما به وسیله‏ى یک چهارچوب و یک هدفگذارى خاصى هدایت نشود؛ یا به وسیله‏ى احزاب است، یا به وسیله‏ى دستگاههاى قضائى است، یا به وسیله‏ى دستگاههاى خارج از دستگاه قضائى و اجرائى است. همه جاى دنیا اینجور است. ما این چهارچوب را اسلام قرار دادیم؛ چون ملت ایران ملت مسلمانند؛ چون ملت ایران مؤمنند. این شد مردم‏سالارى دینى، مردم‏سالارى اسلامى.

    علت اینکه ملتهاى مسلمان از کشورهاى دیگر، به چشم عظمت به ملت ایران نگاه میکنند، این است که ملت ایران اولاً جرئت کرد وارد میدان بشود و نظام حکومتى جرئت کرد به مردم میدان بدهد و بعد هم یک معناى خاصى، یک شکل خاصى، صیغه‏ى خاصى از مردم‏سالارى را که دنیا او را نمیشناخت، در دنیا مطرح کرد؛ مثل پرچمى در دست گرفت.

    همه جاى دنیا ملتها و دولتها تحت تأثیر هوچى‏بازیهاى تبلیغاتى دشمنانشان قرار میگیرند؛ ملت ایران تحت تأثیر هوچى‏بازیها قرار نگرفت. در قضیه‏ى مردم‏سالارى دینى، در بسیارى از قضایاى دیگر، در مسئله‏ى زنان، در مسئله‏ى شیوه‏هاى معمول ما در سیاست خارجى، در ارتباطمان با قطبهاى قدرت جهانى، در هیچ کدام از اینها، ملت ایران به خاطر هوچى‏بازیهاى تبلیغاتى منفعل نشد؛ راه خودش را عوض نکرد، بعد از این هم همین خواهد بود. من میگویم این اعتماد به نفس را ملت ایران باید حفظ کند.

    یکى از نشانه‏هاى این اعتماد به نفس، قدم گذاشتن ملت ایران در میدانهاى کشفیات علمىِ سطح بالاست، یکى‏اش مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است که حالا در دهان همه‏ى مردم ما هست؛ اما فقط این نیست؛ در بخشهاى بسیار حساس، بسیار دقیق، بسیار نو، جوانان ما، دانشمندان ما، برجستگان ما وارد میدان شدند، کارهاى بزرگ انجام دادند؛ همین مسئله‏ى سلولهاى بنیادى، کشف داروهاى جدید و بى‏سابقه براى برخى از بیماریهاى صعب‏العلاج - که اعلان کردند، بعد هم باز ان‏شاءاللَّه اعلام خواهند کرد - در مسائل گوناگون. ایرانى استعداد خودش را به میدان آورد و اعتماد به نفس نشان داد و پیش رفت و بعد از این هم پیش خواهیم رفت.

    فاصله‏ى ما را با دنیا از لحاظ علمى در طول دهها سال گذشته، که سالهاى رشد دانش در عالم بود، افزایش دادند؛ اما به فضل الهى ما این فاصله را کم خواهیم کرد و به علم هم اکتفا نمیکنیم؛ معنویت، اخلاق، سازندگى خود؛ این را ما باید به عنوان یک وظیفه براى خودمان بدانیم. یک جمله راجع به انتخابات بگویم، یک جمله هم راجع به استان شما و شهر شما عرض بکنم.

    مسئله‏ى انتخابات، مسئله‏ى مهم امسالِ ملت ایران است. البته مسائل مهم داشته‏ایم، این آخر سالى شاید مهمترین مسئله‏ى کشور که در سال جارى ما اتفاق مى‏افتد، انتخابات مجلس است. البته هنوز تا آن وقت فاصله داریم و زمان براى حرف زدن و گفتن هنوز باقى است، بنده هم عرایضى دارم که ان‏شاءاللَّه در وقت خود خواهم گفت. آنچه که امروز میخواهم به شما بگویم، این است که ملت ایران انتخابات را قدر بدانند. انتخابات یک نمایشگاه است براى نشان دادن عزم و رشد ملى ملت ایران، استقامت ملت ایران، دانائى و هوشیارى ملت ایران، پایبندى ملت ایران به نظام مردم‏سالارى دینى.

    آنچه که بنده در همه‏ى انتخاباتها تأکید کرده‏ام، امروز هم همان را در درجه‏ى اول تأکید میکنم، حضور مردمى و قدردانى مردمى است از انتخابات. من به شما عرض بکنم - البته حالا سربسته میگویم - سعى شد در این کشور، باب انتخابات بسته شود تا دشمنان بتوانند بگویند نظام جمهورى اسلامى نظام مردمى نیست؛ تلاش شد براى این کار، خداى متعال نگذاشت؛ اراده‏ى الهى بر اراده‏ى بدخواهان فائق آمد، دلهاى مردم به سمت انتخابات جذب شد در دوره‏هاى متعدد و بخشهاى مختلف؛ على‏رغم دشمن، مردم در انتخابات شرکت کردند. این انتخابات هم همانجور است.

    آنچه که من عرض مى‏کنم، در درجه‏ى اول حضور مردمى است. در درجه‏ى بعد که البته حائز اهمیت بسیارى است این هم، پیدا کردن نماینده‏ى اصلح است. آن کسانى که به وسیله‏ى شوراى نگهبان صلاحیت آنها اعلام میشود، معنایش این است که این از حداقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این کسانى که اعلام میشوند، افرادى هستند با صلاحیتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایین‏تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دیندارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناس‏ترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب کنند. اینها فرصتهائى هست، بایستى مردم عزیز ما در همه جاى کشور - این دیگر مخصوص استان یزد نیست - هوشیارانه، با بصیرتِ تمام تلاش کنند، پیدا کنند و با رأى خود مسجل کنند و مجلس را - آن مجلسى را که مورد نیاز جامعه‏ى کنونى ماست - تشکیل بدهند.

    البته مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده‏هاى غیر عملى ملاک نیست. من با خودِ نماینده‏هاى محترم در دوره‏هاى مختلف وقتى مواجه شدم، به اینها گفتم: آقایان و خانمهاى نماینده! وظیفه‏ى نماینده این نیست که وعده‏ى عمرانى و فلان پروژه، فلان کار را در منطقه‏ى انتخابى خود به مردم بدهد؛ اینها کار اجرائى است، کار دولت است. وظیفه‏ى نماینده این است که بتواند قانون مورد نیاز کشور را پیدا کند، آن قانون را جعل کند. وقتى قانون شد - یعنى قاعده‏اى گذاشته میشود - دستگاههاى اجرائى و قضائى مجبورند برطبق قانون عمل بکنند و عمل میکنند. وعده‏هاى غیر عملى دادن، وعده‏هاى بزرگ دادن، اینها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛ گاهى علامت منفى هم هست. از طرف علاقه‏مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‏ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‏دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه‏ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، اینها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‏ى کسانى که نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‏مندى‏اى دارند، درخواست میکنم، اصرار میکنم که این علاقه‏مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه میخواهید، از نامزد مورد علاقه‏ى خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدى است. بعضى جاها در دنیا معمول است اسرار خانوادگى یکدیگر را برملا میکنند، عکسهاى پنهانى از هم میگیرند، افشا میکنند. خوب، همانهائى هستند که وقتى هم رفتند مجلس - دیده‏اید در تلویزیون - سر یک مسئله‏اى مى‏افتد به جان هم، با مشت و لگد با هم رفتار میکنند! اینکه امتیاز براى نماینده نیست.آنچه که در مورد انتخابات باید به یاد مردم عزیز ما باشد، آماده شدن براى حضور همه‏جانبه و گسترده در انتخابات و کوشش کردن براى شناسائىِ اصلح و مراعات کردن رفتارهاى انتخاباتى است، که این را عرض کردیم.

    در مورد یزد؛ چه استان یزد، چه شهر یزد. البته دوستان یزدى ما همیشه به من اعتراض میکردند در این چند سال که آمدن ما به یزد تأخیر پیدا کرد. من البته تصدیق میکنم این را. خوب، حالا بحمداللَّه سفرهاى استانىِ مسئولین دولت هم هست؛ سفر میکنند، نیازها را میسنجند. بنده هم هنوز استانهائى هست که نرفته‏ام؛ استان فارس در همسایگى شماست، هنوز نرفته‏ایم؛ استان کردستان، استان کرمانشاه؛ اینها استانهائى است که در ردیف بازدیدهاى ما قرار نگرفته هنوز، ان‏شاءاللَّه اگر عمرى باشد، در آینده از آنها هم بازدید خواهیم کرد. خدا را شکر میکنیم که این توفیق پیدا شد. آنچه مهم است، این است که براى آبادى استان، براى پیشرفت استان، هم دولت با همه‏ى دستگاههایش، هم مجموعه‏هاى غیردولتى، آحاد مردم، مؤسسات غیر دولتى، مؤسسات اقتصادى و فرهنگى و غیره باید همکارى کنند.

    دولت باید این مصوباتى را که در مورد این استان انجام داده‏اند در سفرى که به این استان کردند، ان‏شاءاللَّه توفیق پیدا کنند به طور کامل انجام بدهند. البته این حرکت دولت - سفر به استانها - بسیار حرکت خوب و مبارکى است. بنده قدردانى میکنم از این حرکت مجموعه‏ى دولت که به شهرها میروند، به راههاى دور میروند، مشى مردمى اتخاذ میکنند؛ اینها باارزش است. با همه‏ى شهرها از دور و نزدیک ملاقات میکنند. بعضى از شهرها هستند که مردم آنها یک مدیر کل را هم هرگز نمیتوانسته‏اند ببینند، حالا رئیس جمهور را، وزیر را، نزدیکِ خودشان مى‏بینند، با آنها حرف میزنند؛ اینها باارزش است. ما باید قدردان این چیزها باشیم. مصوباتى هم که در استانها تصویب میشود، اگر فرض کنیم بعضى از این مصوبات هم اجرا نشود، آنچه که اجرا میشود، براى استانها مغتنم است و باارزش است. باید تلاش کنند.

     


     

    1) خطبه‏هاى نماز عید فطر؛ 21/7/1386.



    نوشته های دیگران ()
    نویسنده متن فوق: » مرتضی رضاییان ( یکشنبه 86/10/16 :: ساعت 7:46 عصر )

    »» لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    نجیب
    بی مقدمه
    شیخ انصاری، آن نمایندگان و این نماینده !
    [عناوین آرشیوشده]