سفارش تبلیغ
صبا
چشمها پیش قراولان دلهایند . [امام علی علیه السلام]
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان دانشگاه‏هاى استان یزد - مشق شب
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
اوقات شرعی

  • بازدید امروز: 5
  • بازدید دیروز: 4
  • مجموع بازدیدها: 117650
    » درباره من
    بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان دانشگاه‏هاى استان یزد - مشق شب
    مرتضی رضاییان

    » برخی مقالات من در رسانه های دیگر
    مقاله مندرج من در اعتماد که از کیهان سرک کشید! [284]
    شرایط ویژه ادعای مخالفان [125]
    کدام شرایط ویژه؟! [109]
    پلورالیسم رسانه‏ای وچمدانهای دلار [143]
    بخشنامه ای برای سلامتی [121]
    آب را گل نکنید [204]
    شاگرد ممتاز مکتب روح الله [263]
    این هم یکی دیگر از جلوه های اصولگرایی [183]
    آب را گل نکنید! [127]
    دو تابلو در برابر شورای شهر سوم [169]
    پلورالیسم رسانه‏ای و چمدانهای دلار [161]
    کدام شرایط ویژه [168]
    از انرژی هسته‏ای تا چای و خرما [232]
    کدام شرایط ویژه [123]
    عرصه فرهنگ؛ چشم انتظار تحولی اساسی [160]
    [آرشیو(36)]


    » آرشیو مطالب
    سیاسی
    فرهنگی

    » لوگوی وبلاگ


    » لینک دوستان
    پیاده تا عرش
    پیامبر اعظم(ص)
    مشق شب
    قاسم روانبخش میبدی
    سید مصطفی میرمحمدی میبدی
    محمدحسین رنجبران
    کوکب هدایت
    آب و آتش
    شاهراه عدالت
    محمد مبینی

    » طراح قالب

        

    »» بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان دانشگاه‏هاى استان یزد

    سه مانع اصلی اعتماد به نفس
    سه مانع اصلى در راه فرایند اعتماد به نفس و به ثمر رسیدنش وجود دارد که ما باید متوجه این سه رخنه باشیم. این سه رخنه میتوانند فرایند اعتماد به نفس ملى و منتهى شدن آن به پیروزى‏هاى پى‏درپى و رسیدن به آرمانها را مخدوش کنند.

    الف) یأس و تیره کردن افق
    اول، ایجاد یأس است؛ تیره کردن افق، به رخ کشیدن فاصله‏هاى علمى. این واقعیتى است؛ ما از لحاظ علمى، امروز با دنیاى پیشرفته‏ى علمى که دویست سال است دارد کار علمى میکند، فاصله داریم. این فاصله‏ها را به رخ میکشند و میگویند آقا چطور میخواهید شما اینها را طى کنید؟ مگر میشود؟ جوان محقق و پژوهشگر و دانشمند ما را با این کار مأیوس میکنند. من میگویم: بله، میشود؛ چرا نمیشود؟ ما از دانش دیگران استفاده میکنیم و پا را یک قدم بالاتر میگذاریم؛ کمااینکه این کار را کرده‏ایم. ما از دانش دیگران استفاده کرده‏ایم. گاهى چیزهائى ساخته‏ایم که در دنیا نیست؛ مثل بعضى از پیشرفتهاى پزشکى و داروئى و امثال اینها. اینها با استفاده از مقدمات دانش غربى به دست آمده، اما کارهاى بزرگترى از آنها انجام گرفته. فاصله نباید ما را مأیوس کند. ما میتوانیم شتاب علمى‏مان را زیاد کنیم؛ این فاصله را روزبه‏روز کمتر کنیم؛ همت کنیم پیش برویم. بخصوص که امروز دنیاى غرب دچار آفتهاى جدى است که در پنجاه سال پیش و صد سال پیش این آفتها را نداشت. امروز آفتهاى اخلاقى، آفتهاى جنسى، تزلزل روحیه‏ها در غرب خیلى شدیدتر از آن روزهاست؛ امروز اینها در آنجا یک گرفتارى است. البته این مسائل بلندمدت، خودش را آسان نشان نمیدهد؛ اما از حرفهاى آنها، از حرفهاى اندیشمندانشان، متفکرینشان آدم میفهمد که نگرانند. نسل جوانشان رو به انحطاط است، جرم و جنایت رو به توسعه است، فروپاشى خانواده‏ها رو به تزاید است و همین طور دارد زیاد میشود؛ مهار هم از دستشان خارج شده است و گرفتارند. چه اشکال دارد؛ یک ملتى که مصمم است، خودش را تا حدودى میتواند از این بلایا حفظ کند، تصمیم دارد، توکل به خدا دارد، اعتماد به نفس دارد، آرمانهاى مشخص هم دارد، این راه را طى کند؟ کمااینکه آنها طى کردند. ما یک روزى جلوتر از غرب بودیم؛ ما دچار آفت شدیم، آنها تلاش کردند، جلو افتادند. ما حالا میتوانیم جلو بیفتیم. طى کردن فاصله‏ها مطلقاً مستبعد نیست از یک ملتى که جوانش با همت حرکت میکند و پیش میرود؛ مسئولان و مدیرانش هم با همت مى‏نشینند برنامه‏ریزى و طراحى میکنند. بنابراین سه تا مانع ممکن است دشمن طراحى کند: یکى پراکندن یأس، یکى منحرف کردن استعدادها، یکى هم برخورد سخت و خشن؛ یعنى تحمیل تهاجم نظامى و از قبیل اینها.

    در مورد این مسئله‏ى اول که پراکندن نومیدى و یأس است، من اصرار دارم شما جوانها بیشتر فکر کنید، تأمل کنید و نشانه‏هایش را ببینید. همین الان دارند این کار را میکنند؛ یک عده‏اى هم براى آنها و از زبان آنها و از حنجره‏ى آنها به نفع آنها حرف میزنند.

    چند نمونه از القای یأس
    حالا این چند مورد را ببینید: یکى از آنها مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است. در داخل کشور خودمان جنجال راه انداختند که آقا انرژى هسته‏اى هزینه‏ى بدون سود است؛ چرا دارید این کار را میکنید؟ حالا تبلیغات جهانى که این مسئله را کاملاً دنبال میکرد و هنوز هم میکند؛ اما در داخل کشور خودمان از اولى که این مسئله‏ى هسته‏اى مطرح شد، از پنج شش سال قبل از این تا حالا مرتباً این مطلب را گفته‏اند و تکرار کرده‏اند. حتّى عده‏اى نامه نوشتند و گفتند آقا ما فیزیکدانیم. اینکه میگویند ما توانسته‏ایم دستگاه‏هاى سانتریفیوژ را راه بیندازیم، اصلاً واقعیت ندارد! به قدرى قرص این را گفتند که ما مجبور شدیم افرادى را بفرستیم و بگوئیم بروند بازرسى کنند، درست ببینند؛ نکند که همینى که اینها میگویند، باشد. این، مال پنج شش سال قبل است. رفتند، آمدند گفتند نه آقا! کار، بسیار خوب، صحیح، علمى و محکم دارد انجام میگیرد. اول گفتند نمیشود، نمیتوانیم؛ بعد که دیدند توانستیم، گفتند آقا این هزینه‏اى است که سود ندارد، فایده‏اى ندارد. بنده در سخنرانى عمومى عید نوروز سال گذشته مفصل درباره‏ى این صحبت کردم و نمیخواهم تکرار کنم. چطور فایده‏اى ندارد؟ ما براى بیست سال دیگر حداقل بایستى بیست هزار مگاوات برق از انرژى هسته‏اى به دست بیاوریم. برآوردى که براى مصرف انرژى در کشور و تولید برقِ مورد نیاز کرده‏اند، حداقل بیست هزار مگاوات باید از طریق انرژى هسته‏اى باشد؛ والّا ما باید برق را از دیگران گدائى کنیم؛ یا اگر نتوانستیم گدائى کنیم، یا ننگمان آمد، یا به ما ندادند، از خیر چیزهائى که با نیروى برق میچرخد، باید بگذریم؛ از کارخانه، از تولید، از بسیارى از ابزارهاى پیشرفت. خب، ما کِى شروع کنیم تا بتوانیم بیست هزار مگاوات را بیست سال دیگر به دست بیاوریم؟ الان اگر دیر هم نشده باشد، قطعاً زود نیست. ممکن است دیر هم شده باشد. ببینید چه مغالطه‏ى عجیبى است که «آقا احتیاج نداریم»! یا میگویند: شما نیروگاه هسته‏اى که نمیتوانید بسازید؛ این اورانیومهاى غنى‏شده‏ى سه چهار درصد را براى چه میخواهید؟ باز بحث «نمیتوانید» است. چرا نمیتوانیم؟ ملتى که بدون کمک و بدون استاد توانست یک چنین مراکز عظیم غنى‏سازى را به وجود بیاورد، چرا نتواند نیروگاه بسازد؟ باید بتوانیم. چرا نتوانیم؟ یک روزى میگفتند: شما نمیتوانید نیروگاه بخارى هم بسازید. من یادم هست دوره‏ى ریاست جمهورى خود من بود؛ نیروگاهى بود که در زمان رژیم گذشته شروع شده بود، نصفه‏کاره مانده بود. مى‏آمدند میرفتند تا دلالهاى بین‏المللى از یک کشورى بیایند آن را درست کنند. بعضى‏ها هم میگفتند ما در داخل میتوانیم درست کنیم. ما چند نفر از مسئولین مرتبط با این مسائل را در دفتر ریاست جمهورى خواستیم - چند تا از رؤساى کشور را - نخست وزیر و دیگران را هم دعوت کردیم تا بحث کنیم. اینها آمدند گفتند: آقا امکان ندارد که ما بتوانیم آن نیروگاه را - که نزدیک تهران هم هست - به آخر برسانیم و افتتاح کنیم. این، قضاوت آنها بود. گفتند: اصلاً امکان ندارد؛ حتماً بایستى خارجى بیاید. ما خارجى را نیاوردیم؛ متخصص داخلى رفت آن را کامل کرد، درست هم کرد، الان هم سالهاست که دارد برق میدهد و از تولید او دارد کشور استفاده میکند.

    اول انقلاب جهاد سازندگى میخواست سیلو بسازد. میدانید سیلوهاى ما را در دوران طاغوت، شوروى‏ها میساختند. رژیم طاغوت گندم را از آمریکا میگرفت، سیلویش را شوروى میساخت! سیلو ظاهرش ساده است، اما نسبتاً فناورى پیچیده‏اى است. جهاد سازندگى گفت میخواهیم سیلو بسازیم؛ از اطراف صدا بلند شد که آقا نمیتوانید؛ بیخود خودتان را معطل نکنید، سرمایه‏ى کشور را هم به باد ندهید. یک نمونه‏ى سیلوى کوچکى در خوزستان ساختند که بنده آن وقت رفتم بازدید کردم. امروز کشور جمهورى اسلامىِ شما یکى از سیلوسازهاى درجه‏ى یک دنیاست؛ جزء کشورهاى سیلوساز برجسته‏ى درجه‏ى یک است.

    یکى از سدهاى نزدیک تهران آب میداد. گفتند بروند این را درست کنند؛ گفتند خود کمپانى سازنده‏ى این سد باید بیاید؛ رفتند آوردند. این هم مربوط به اوائل ریاست جمهورى ماست. میگفتند: مگر ما میتوانیم سد درست کنیم؟ همین تلقیناتِ گذشته بود. جوانهاى ما همت کردند، رفتد سراغ سدسازى. امروز کشور جمهورى اسلامى به فضل الهى بهترین سدساز این منطقه است. در منطقه‏ى ما هیچ کشورى مثل جمهورى اسلامى مسلط بر ساختن سدهاى بزرگ - چه سد بتونى، چه سد خاکى - نیست. سدهائى که ما ساختیم، از مشابه‏هاى خودش که زمان طاغوت به وسیله‏ى شرکتهاى خارجى ساخته شده، بهتر و با ظرفیت بیشتر و البته با هزینه‏ى بسیار بسیار کمتر است؛ کار خودمان هم هست. چرا نمیتوانیم؟ نخیر، نیروگاه هسته‏اى هم میتوانیم بسازیم؛ باید بسازیم. امروز شروع بکنیم، چند سال دیگر جواب خواهد داد. چند سال دیگر شروع بکنیم، چند سال بعدش جواب خواهد داد. اگر شروع نکنیم، عقب میمانیم. امروز اگر غنى‏سازى را شروع نمیکردیم، بایستى ده سال بعد، بیست سال بعد بالاخره شروع میکردیم. میگویند آقا روس‏ها که به شما اورانیوم غنى‏سازى‏شده میدهند، سوخت نیروگاه هسته‏اى میدهند؛ خودتان میخواهید چه کار کنید؟ این از آن حرفهائى است که این آقاى رئیس جمهور محترم کم‏دان آمریکا هم اخیراً بیان فرمودند، که خب روس‏ها که دارند میدهند، ایران میخواهد چه کار کند! اینجا هم یک عده‏اى که نه به قدر او محترمند، نه به قدر او کم‏دانند، همان حرف را تکرار کردند که آقا روس‏ها که دارند میفروشند. دیدید دیگر؛ محموله‏ى اول آمد، محموله‏ى دوم آمد؛ دیگر شما میخواهید چه کار کنید که خودتان غنى‏سازى کنید؟ این مثل این میماند که به کشورى که ذخائر نفتىِ زیر زمینش پر است، بگویند آقا چرا چاه میزنى؛ خب برو نفت را بخر از بیرون بیاور! یعنى کشورى که داراى ذخائر نفتى است، بشود واردکننده‏ى نفت! چقدر خنده‏آور است. اگر یک روزى دلشان نخواست این سوخت را بدهند، یا گفتند به این قیمت میدهیم، یا گفتند به این شرط میدهیم، ملت ایران ناچار است قبول کند.

    انرژی هسته‌ای پشتوانه‌ی مستحکم اعتماد به نفس ملی
    ببینید، اینها آن چیزهائى است که اگر چنانچه توجه کنید، خواهید دید همان نقشه‏ى ایجاد یأس دشمن است که حالا یک کار به این عظمت انجام گرفته - مسئله‏ى انرژى هسته‏اى - این همه درباره‏اش مردم شادى و خوشحالى کردند، آقا در بیاید که: چرا شما بیخود مملکت را به این چالشهاى این‏چنینى میکشانید، براى خاطر یک چیز کم‏اهمیتِ انرژى هسته‏اى؟! ببینید، این همان ایجاد یأس است؛ این همان چیزى است که شما باید مراقبش باشید. این یکى از آن رخنه‏هاست که اعتماد به نفس ملى را ضربه میزند؛ همچنان که در چند سال قبل متأسفانه این کار شد. یعنى همین مسئله‏ى انرژى هسته‏اى را که باید پشتوانه‏ى مستحکم اعتماد به نفس ما ملت ایران میشد، خواستند وسیله‏اى بکنند براى اینکه اعتماد به نفس را از ما بگیرند. هى فشار آوردند که باید این را تعطیل کنید، باید آن را تعطیل کنید، باید آن را تعطیل کنید. رسیدند به کارخانه‏ى یو.سى.اف اصفهان، گفتند: این را هم باید تعطیل کنید. آن مقدمات اوّلى است. بنده آن وقت به مسئولین گفتم که اگر این حرف را گوش کردید، فردا خواهند گفت باید معادن اورانیوم را هم که توى این کشور هست، کلاً یک‏جا جمع کنید بدهید به ما، تا خاطرجمع شویم که شما نمیخواهید بمب اتم بسازید!

    این فرایند عقب‏نشینى البته براى ما یک فایده‏اى داشت - بى‏فایده نبود این عقب‏نشینى‏ها - فایده‏اش این بود که هم خودمان وعده‏ها و حرفهاى رقباى اروپائى و غربى را تجربه کردیم، هم افکار عمومى دنیا تجربه کرد. امروز هر کس به ما میگوید آقا تعلیق موقت بکنید، ما میگوئیم تعلیق موقت را که یک بار کردیم؛ دو سال! دو سال تعلیق موقت کردیم. فایده‏اش چه شد؟ اول گفتند موقت تعلیق کنید، گفتند تعلیق داوطلبانه بکنید؛ ما هم به خیال موقت و به خیال داوطلبانه، تعلیق کردیم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعلیق آمد، یک قرشمال بازى‏اى در سطح دنیا درست کردند - در سطح مطبوعات و رسانه‏ها و محافل سیاسى - واى، داد، داد، ایران میخواهد تعلیق را بشکند! تعلیق شد یک امر مقدس که ایران اصلاً حق ندارد نزدیکش برود! ما این را تجربه کرده‏ایم؛ دیگر، تجربه‏ى جدیدى نیست. آخرش هم گفتند: این تعلیق موقت کافى نیست؛ اصلاً باید بکلى بساط اتمى را جمع کنید. همین اروپائى‏ها که میگفتند شش ماه تعلیق کنید، وقتى این کار را کردیم، گفتند بایستى جمع کنید! این فرایند عقب‏نشینى، این فایده را براى ما داشت؛ هم براى خود ما تجربه شد، هم براى افکار عمومى دنیا تجربه شد. لیکن عقب‏نشینى بود دیگر؛ عقب‏نشینى کردند.

    من همان وقت هم در جلسه‏ى مسئولین - که از تلویزیون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد میدان میشوم؛ همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستى این روند عقب‏نشینى متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروى، و اولین قدمش هم باید در همان دولتى انجام بگیرد که این عقب‏نشینى در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همین کار هم شد. در زمان دولت قبل، اولین قدم به سمت پیشرفت برداشته شد؛ تصمیم گرفته شد که کارخانه‏ى یو.سى.اف اصفهان راه‏اندازى شود، و راه‏اندازى هم شد، و دنبالش هم بحمداللَّه این پیشرفتهاى بعدى است تا امروز.

    مایه‏ى اعتماد به نفس ملى را تبدیل میکنند به مایه‏ى بى‏اعتمادى، که نبادا دشمن حمله کند، نبادا دشمن ضربه بزند. از این قبیل مسائل زیاد است؛ این چیزهائى که سعى میکنند با وسوسه ایجاد کردن، کار خود را پیش ببرند. مثلاً ما یکى از سیاستهاى اساسى‏مان قطع رابطه‏ى با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلى ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشورى، با هر دولتى داشته باشیم. مسئله این است که شرائط این دولت به گونه‏اى است که رابطه‏ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشورى به دنبال تعریف یک منفعتى ایجاد میکند؛ آنجائى که براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمیرویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولى‏ دنبال رابطه نمیرویم.



    نوشته های دیگران ()
    نویسنده متن فوق: » مرتضی رضاییان ( یکشنبه 86/10/16 :: ساعت 8:11 عصر )

    »» لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    نجیب
    بی مقدمه
    شیخ انصاری، آن نمایندگان و این نماینده !
    [عناوین آرشیوشده]